algous thoughts
افکار آلگوس
algous arrangements
چیدمانهای آلگوس
algous emotions
احساسات آلگوس
algous explanations
توضیحات آلگوس
algous connections
ارتباطات آلگوس
algous dreams
رویاهای آلگوس
algous behavior
رفتار آلگوس
algous memories
خاطرات آلگوس
algous stories
داستانهای آلگوس
the algous helped him find the perfect gift.
الگوس به او کمک کرد تا هدیه مناسب را پیدا کند.
she picked up on the algous in his voice.
او متوجه الگوس در صدای او شد.
his words held subtle algous about his true feelings.
کلمات او الگوس های ظریفی در مورد احساسات واقعی او داشتند.
the artist used algous to create a sense of mystery.
هنرمند از الگوس برای ایجاد حس رمز و راز استفاده کرد.
pay attention to the algous in the story.
به الگوس های موجود در داستان توجه کنید.
the detective followed the algous to solve the case.
مامور پلیس سرنخ های الگوس را دنبال کرد تا پرونده را حل کند.
don't be fooled by the algous, look for the truth.
به الگوس فریب نخورید، به دنبال حقیقت باشید.
he gave her a meaningful look with algous in it.
او نگاه معنی داری به او انداخت که الگوس در آن وجود داشت.
the poet used algous to convey deep emotions.
شاعر از الگوس برای انتقال احساسات عمیق استفاده کرد.
there were algous in the politician's speech about his intentions.
در سخنرانی سیاستمدار در مورد نیاتش الگوس وجود داشت.
algous thoughts
افکار آلگوس
algous arrangements
چیدمانهای آلگوس
algous emotions
احساسات آلگوس
algous explanations
توضیحات آلگوس
algous connections
ارتباطات آلگوس
algous dreams
رویاهای آلگوس
algous behavior
رفتار آلگوس
algous memories
خاطرات آلگوس
algous stories
داستانهای آلگوس
the algous helped him find the perfect gift.
الگوس به او کمک کرد تا هدیه مناسب را پیدا کند.
she picked up on the algous in his voice.
او متوجه الگوس در صدای او شد.
his words held subtle algous about his true feelings.
کلمات او الگوس های ظریفی در مورد احساسات واقعی او داشتند.
the artist used algous to create a sense of mystery.
هنرمند از الگوس برای ایجاد حس رمز و راز استفاده کرد.
pay attention to the algous in the story.
به الگوس های موجود در داستان توجه کنید.
the detective followed the algous to solve the case.
مامور پلیس سرنخ های الگوس را دنبال کرد تا پرونده را حل کند.
don't be fooled by the algous, look for the truth.
به الگوس فریب نخورید، به دنبال حقیقت باشید.
he gave her a meaningful look with algous in it.
او نگاه معنی داری به او انداخت که الگوس در آن وجود داشت.
the poet used algous to convey deep emotions.
شاعر از الگوس برای انتقال احساسات عمیق استفاده کرد.
there were algous in the politician's speech about his intentions.
در سخنرانی سیاستمدار در مورد نیاتش الگوس وجود داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید