alkalinuria

[ایالات متحده]/ˌælkəlɪˈnjʊərɪə/
[بریتانیا]/ˌælkəlɪˈnʊrɪə/

ترجمه

n. حضور مقدار زیادی قلیایی در ادرار.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the doctor diagnosed the patient with alkalinuria after the urine test.

پزشک پس از آزمایش ادرار، بیمار را با آلکالینوری تشخیص داد.

alkalinuria can occur when the body produces too little acid.

آلکالینوری ممکن است زمانی رخ دهد که بدن اسید کمتری تولید کند.

severe alkalinuria may lead to kidney stones.

آلکالینوری شدید ممکن است منجر به结石 کلیه شود.

patients with alkalinuria often experience frequent urination.

بیماران مبتلا به آلکالینوری اغلب به ادرار زیاد می‌روند.

treatment for alkalinuria includes dietary changes.

درمان آلکالینوری شامل تغییرات در رژیم غذایی است.

alkalinuria is commonly associated with certain medications.

آلکالینوری معمولاً با داروهای خاصی ارتباط دارد.

regular monitoring helps manage alkalinuria effectively.

پایش منظم به کنترل موثر آلکالینوری کمک می‌کند.

the lab results confirmed mild alkalinuria in the patient.

نتایج آزمایشگاهی آلکالینوری خفیف در بیمار را تأیید کرد.

alkalinuria can be prevented by maintaining a balanced diet.

آلکالینوری می‌تواند با حفظ یک رژیم غذایی متعادل جلوگیری شود.

some metabolic disorders may cause alkalinuria.

برخی اختلالات متابولیک ممکن است باعث آلکالینوری شوند.

drinking enough water can help prevent alkalinuria.

نوشیدن مقدار کافی آب می‌تواند در جلوگیری از آلکالینوری کمک کند.

the physician ordered tests to confirm alkalinuria.

پزشک آزمایش‌هایی را برای تأیید آلکالینوری سفارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید