an almsman's bowl
ظرف یک درخواست کننده صدقه
the charity provided food and shelter to the local almsman.
خيريه غذا و سرپناه را به سائل محلی ارائه داد.
he was an old almsman who relied on donations for his livelihood.
او سائل سالخوردهای بود که برای گذران زندگی به کمکهای مالی متکی بود.
the almsman's humble dwelling reflected his simple life.
مسکن متواضع سائل، زندگی سادهاش را منعکس میکرد.
she felt compassion for the almsman and offered him a warm meal.
او نسبت به سائل شفقت داشت و یک وعده غذای گرم به او پیشنهاد داد.
the almsman's story inspired many people to give back to their community.
داستان سائل الهام بخش بسیاری از مردم شد تا به جامعه خود بازگردانند.
despite his poverty, the almsman remained cheerful and optimistic.
با وجود فقرش، سائل شاد و خوش بین باقی ماند.
the almsman's cup was always empty, a symbol of his constant need.
جام سائل همیشه خالی بود، نمادی از نیاز دائمی او.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید