alopexes

[ایالات متحده]/ˈæləʊpeksɪz/
[بریتانیا]/ˈæloʊpeksɪz/

ترجمه

n. خرگوش قطبی (جمع alopex)؛ گونه‌ای از خرگوش‌ها که در مناطق قطبی نیمکره شمالی زیست می‌کند.

جملات نمونه

biologists track alopexes to study their winter survival rates.

بیولوژیست‌ها اlopex‌ها را دنبال می‌کنند تا نرخ بقا آن‌ها در زمستان را مطالعه کنند.

alopexes shed their white coats as the summer approaches.

اlopex‌ها پوشش سفید خود را در حالی که تابستان نزدیک می‌شود از دست می‌دهند.

the arctic ecosystem relies heavily on the hunting habits of alopexes.

سیستم اکولوژیک قطب شمال به شدت به عادات شکاری اlopex‌ها وابسته است.

climate change threatens the natural habitat of alopexes.

تغییرات اقلیمی به محیط زیست طبیعی اlopex‌ها تهدید می‌کند.

farmers often try to protect their livestock from hungry alopexes.

کشاورزان اغلب سعی می‌کنند دام‌های خود را از اlopex‌های گرسنه حفظ کنند.

the dense fur of alopexes provides insulation against extreme cold.

پشم چگال اlopex‌ها عایق‌سازی در برابر سرما شدید را فراهم می‌کند.

researchers observed alopexes hunting lemmings in the tundra.

پژوهشگران اlopex‌ها را در حال شکار از لامینگ‌ها در توندرا مشاهده کردند.

alopexes are monogamous animals that mate for life.

اlopex‌ها حیواناتی یک‌نفره هستند که برای تمام عمر با یکدیگر زوجه می‌شوند.

the population of alopexes fluctuates with the availability of prey.

جمعیت اlopex‌ها با دسترسی به غذا متغیر است.

photographers waited hours to capture images of wild alopexes.

فotograf‌ها چندین ساعت منتظر می‌مانند تا تصاویر اlopex‌های وحشی را ثبت کنند.

alopexes have excellent hearing to locate prey under the snow.

اlopex‌ها گوش‌شنوا بسیار خوبی دارند تا غذا را زیر برف پیدا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید