| جمع | alpenstocks |
alpenstock in hand
چوب تکی در دست
carry an alpenstock
حمل چوب تکی
the mountaineer used an alpenstock for balance on the steep slope.
کوهنورد از عصای کوهنوردی برای حفظ تعادل در شیب تند استفاده کرد.
an alpenstock can be helpful when traversing rocky terrain.
یک عصای کوهنوردی می تواند در عبور از مناطق صخره ای مفید باشد.
experienced hikers always carry an alpenstock for safety and stability.
صعودکنندگان با تجربه همیشه برای ایمنی و ثبات یک عصای کوهنوردی به همراه دارند.
he leaned heavily on his alpenstock as he climbed the mountain path.
او در حالی که مسیر کوهستان را بالا می رفت به شدت به عصای کوهنوردی خود تکیه کرد.
the alpenstock helped him to navigate the icy slopes with greater ease.
عصای کوهنوردی به او کمک کرد تا با سهولت بیشتری در شیب های یخی حرکت کند.
a sturdy alpenstock is an essential piece of equipment for mountaineering.
یک عصای کوهنوردی محکم یک جزء ضروری تجهیزات کوهنوردی است.
the alpenstock acted as a counterbalance, preventing him from falling.
عصای کوهنوردی به عنوان یک نقطه تعادل عمل کرد و از افتادن او جلوگیری کرد.
he adjusted the length of his alpenstock to suit the terrain.
او طول عصای کوهنوردی خود را متناسب با زمین تنظیم کرد.
the alpenstock made it easier for him to ascend the steep incline.
عصای کوهنوردی بالا رفتن از شیب تند را برای او آسان تر کرد.
an alpenstock can also be used as a tool to probe snow and ice.
یک عصای کوهنوردی همچنین می تواند به عنوان ابزاری برای بررسی برف و یخ مورد استفاده قرار گیرد.
alpenstock in hand
چوب تکی در دست
carry an alpenstock
حمل چوب تکی
the mountaineer used an alpenstock for balance on the steep slope.
کوهنورد از عصای کوهنوردی برای حفظ تعادل در شیب تند استفاده کرد.
an alpenstock can be helpful when traversing rocky terrain.
یک عصای کوهنوردی می تواند در عبور از مناطق صخره ای مفید باشد.
experienced hikers always carry an alpenstock for safety and stability.
صعودکنندگان با تجربه همیشه برای ایمنی و ثبات یک عصای کوهنوردی به همراه دارند.
he leaned heavily on his alpenstock as he climbed the mountain path.
او در حالی که مسیر کوهستان را بالا می رفت به شدت به عصای کوهنوردی خود تکیه کرد.
the alpenstock helped him to navigate the icy slopes with greater ease.
عصای کوهنوردی به او کمک کرد تا با سهولت بیشتری در شیب های یخی حرکت کند.
a sturdy alpenstock is an essential piece of equipment for mountaineering.
یک عصای کوهنوردی محکم یک جزء ضروری تجهیزات کوهنوردی است.
the alpenstock acted as a counterbalance, preventing him from falling.
عصای کوهنوردی به عنوان یک نقطه تعادل عمل کرد و از افتادن او جلوگیری کرد.
he adjusted the length of his alpenstock to suit the terrain.
او طول عصای کوهنوردی خود را متناسب با زمین تنظیم کرد.
the alpenstock made it easier for him to ascend the steep incline.
عصای کوهنوردی بالا رفتن از شیب تند را برای او آسان تر کرد.
an alpenstock can also be used as a tool to probe snow and ice.
یک عصای کوهنوردی همچنین می تواند به عنوان ابزاری برای بررسی برف و یخ مورد استفاده قرار گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید