aluminized coating
روکش آلومینیومی
aluminized foil
فویل آلومینیومی
aluminized polyester film
سربندی پلیاستر آلومینیومی
aluminized steel sheet
ورق فولادی آلومینیومی
aluminized mirror
آینه آلومینیومی
an aluminized surface
یک سطح آلومینیومی
aluminized insulation
عایق آلومینیومی
aluminized telescope mirror
آینه تلسکوپ آلومینیومی
the telescope mirror was aluminized to improve its reflectivity.
آینه تلسکوپ برای بهبود بازتابندگی آن آلومینیومکاری شد.
aluminized mylar is often used in reflective insulation.
میلارهای آلومینیومکاری شده اغلب در عایق حرارتی بازتابنده استفاده میشوند.
the aluminized surface helped to reflect the sunlight away from the spacecraft.
سطح آلومینیومکاری به بازتاب نور خورشید از فضاپیما کمک کرد.
the artist used aluminized paint for a shimmering effect.
هنرمند از رنگ آلومینیومکاری برای ایجاد جلوهای براق استفاده کرد.
the aluminized film acted as a barrier against heat transfer.
فیلم آلومینیومکاری به عنوان سدی در برابر انتقال گرما عمل کرد.
aluminized cookware conducts heat efficiently.
وسایل آشپزی آلومینیومکاری شده گرما را به طور کارآمد منتقل میکنند.
the aluminized surface of the solar panel absorbed sunlight to generate electricity.
سطح آلومینیومکاری پنل خورشیدی نور خورشید را جذب کرد تا برق تولید کند.
the aluminized coating helped to reduce friction between moving parts.
پوشش آلومینیومکاری به کاهش اصطکاک بین قطعات متحرک کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید