aluminized

[ایالات متحده]/ˌæljuːmɪnaɪzd/
[بریتانیا]/ˌæl.jəˈmaɪ.zaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vپوشش دادن یا درمان کردن با آلومینیوم.

عبارات و ترکیب‌ها

aluminized coating

روکش آلومینیومی

aluminized foil

فویل آلومینیومی

aluminized polyester film

سربندی پلی‌استر آلومینیومی

aluminized steel sheet

ورق فولادی آلومینیومی

aluminized mirror

آینه آلومینیومی

an aluminized surface

یک سطح آلومینیومی

aluminized insulation

عایق آلومینیومی

aluminized telescope mirror

آینه تلسکوپ آلومینیومی

جملات نمونه

the telescope mirror was aluminized to improve its reflectivity.

آینه تلسکوپ برای بهبود بازتابندگی آن آلومینیوم‌کاری شد.

aluminized mylar is often used in reflective insulation.

میلارهای آلومینیوم‌کاری شده اغلب در عایق حرارتی بازتابنده استفاده می‌شوند.

the aluminized surface helped to reflect the sunlight away from the spacecraft.

سطح آلومینیوم‌کاری به بازتاب نور خورشید از فضاپیما کمک کرد.

the artist used aluminized paint for a shimmering effect.

هنرمند از رنگ آلومینیوم‌کاری برای ایجاد جلوه‌ای براق استفاده کرد.

the aluminized film acted as a barrier against heat transfer.

فیلم آلومینیوم‌کاری به عنوان سدی در برابر انتقال گرما عمل کرد.

aluminized cookware conducts heat efficiently.

وسایل آشپزی آلومینیوم‌کاری شده گرما را به طور کارآمد منتقل می‌کنند.

the aluminized surface of the solar panel absorbed sunlight to generate electricity.

سطح آلومینیوم‌کاری پنل خورشیدی نور خورشید را جذب کرد تا برق تولید کند.

the aluminized coating helped to reduce friction between moving parts.

پوشش آلومینیوم‌کاری به کاهش اصطکاک بین قطعات متحرک کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید