amarillo

[ایالات متحده]/əˈmɛrɪloʊ/
[بریتانیا]/əˈmæriˌloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شهر در تگزاس، ایالات متحده.

عبارات و ترکیب‌ها

amarillo sunset

غروب آمارایو

amarillo taxi

تاکسی آمارایو

an amarillo dress

یک لباس آمارایو

amarillo flowers blooming

شکوفه های آمارایو

amarillo crayon drawing

نقاشی مداد رنگی آمارایو

جملات نمونه

the sunflower had a vibrant amarillo color.

آفتابگردان رنگ زردآمیزوی زنده و پر جنب و جوشی داشت.

she wore an amarillo dress to the party.

او یک لباس زردآمیز به مهمانی پوشید.

his car was painted in a beautiful amarillo shade.

ماشینش با یک سایه زردآمیز زیبا رنگ شده بود.

the artist used amarillo to depict the sunset.

هنرمند از زردآمیز برای به تصویر کشیدن غروب استفاده کرد.

amarillo is a warm and cheerful color.

زردآمیز رنگی گرم و شاداب است.

he mixed different shades of amarillo to create a unique hue.

او سایه‌های مختلف زردآمیز را برای ایجاد یک رنگ منحصر به فرد ترکیب کرد.

the field was full of blooming yellow flowers, creating an amarillo landscape.

میدان پر از گل‌های زرد در حال شکوفه بود و یک منظره زردآمیز ایجاد کرد.

amarillo is often associated with happiness and sunshine.

زردآمیز اغلب با شادی و آفتاب مرتبط است.

the canary’s feathers were a bright amarillo.

پرهاى طوطى كانارى رنگ زردآمیز روشن بودند.

she added a touch of amarillo to her painting for a pop of color.

او برای ایجاد یک رنگ پاپ، مقدار کمی زردآمیز به نقاشی خود اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید