ambulances

[ایالات متحده]/ˈæmbjələnsɪz/
[بریتانیا]/amˈbjuːlənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسایل نقلیه‌ای که برای انتقال بیماران یا مجروحان به بیمارستان مجهز شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

ambulance sirens wailing

آژیرهای آمبولانس به صدا درآمدن

جملات نمونه

several ambulances were dispatched to the scene of the accident.

چند آمبولانس به محل حادثه اعزام شدند.

the injured were quickly transported to the hospital by ambulance.

مجروحان به سرعت با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدند.

sirens wailed as the ambulances rushed through the city streets.

آژیرها به صدا درآمدند زیرا آمبولانس‌ها از طریق خیابان‌های شهر عبور می‌کردند.

the paramedics worked quickly to stabilize the patient in the ambulance.

پارامدیک‌ها به سرعت برای تثبیت حال بیمار در آمبولانس تلاش کردند.

ambulances are equipped with advanced medical equipment.

آمولانس‌ها مجهز به تجهیزات پزشکی پیشرفته هستند.

the ambulance arrived at the hospital just minutes after the call.

آمولانس فقط چند دقیقه پس از تماس به بیمارستان رسید.

a fleet of ambulances was on standby in case of emergencies.

یک ناوگان آمبولانس در صورت بروز اضطرار در حالت آماده‌باش قرار داشت.

the ambulance driver skillfully navigated the congested traffic.

راننده آمبولانس با مهارت در ترافیک سنگین حرکت کرد.

ambulances play a vital role in emergency medical services.

آمولانس‌ها نقش حیاتی در خدمات پزشکی اورژانس ایفا می‌کنند.

the ambulance took the patient to the nearest trauma center.

آمولانس بیمار را به نزدیک‌ترین مرکز ترومای معرفی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید