ammeter

[ایالات متحده]/ˈæmɪtər/
[بریتانیا]/ˈæmˌmɛtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری برای اندازه‌گیری جریان الکتریکی به آمپر؛ دستگاهی که مقدار جریان الکتریکی در حال عبور از یک مدار را اندازه‌گیری می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

read the ammeter

خواندن آمپر متر

ammeter reading

خواندن آمپر متر

analog ammeter

آمپرمتر آنالوگ

digital ammeter

آمپرمتر دیجیتال

ammeter calibration

کالیبراسیون آمپرمتر

check the ammeter

بررسی آمپرمتر

use an ammeter

استفاده از آمپرمتر

ammeter accuracy

دقت آمپرمتر

install the ammeter

نصب آمپرمتر

ammeter circuit

مدار آمپرمتر

جملات نمونه

the electrician used an ammeter to measure the current.

برق‌کار از آمپرمتر برای اندازه‌گیری جریان استفاده کرد.

a multimeter can be used as both a voltmeter and an ammeter.

یک مولتی‌متر می‌تواند هم به عنوان ولت‌متر و هم به عنوان آمپرمتر استفاده شود.

the technician checked the circuit with an ammeter to find the fault.

تکنسین مدار را با استفاده از آمپرمتر برای یافتن خطا بررسی کرد.

an ammeter measures the flow of electrical current.

آمپرمتر جریان الکتریکی را اندازه‌گیری می‌کند.

the ammeter reading indicated a high current draw.

خواندن آمپرمتر نشان‌دهنده کشش جریان بالا بود.

for accurate measurements, the ammeter must be connected in series with the circuit.

برای اندازه‌گیری دقیق، آمپرمتر باید به صورت سری با مدار متصل شود.

an ammeter is an essential tool for any electrician.

آمپرمتر ابزار ضروری برای هر برق‌کاری است.

the ammeter displayed the current in amperes.

آمپرمتر جریان را بر حسب آمپر نشان داد.

the ammeter helped to diagnose the electrical problem.

آمپرمتر به تشخیص مشکل الکتریکی کمک کرد.

make sure the ammeter is calibrated properly before use.

قبل از استفاده، مطمئن شوید که آمپرمتر به درستی کالیبره شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید