ammoniums

[ایالات متحده]/əˈmɒnɪəm/
[بریتانیا]/əˈmɒnɪəm/

ترجمه

n. ترکیبات آمونیوم یا نمک‌های آمونیاک.

عبارات و ترکیب‌ها

ammonium salts

نمک‌های آمونیوم

ammonium compounds

ترکیبات آمونیوم

ammonium nitrate

آمونیم نیترات

ammonium hydroxide

آمونیم هیدروکسید

ammonium sulfate

آمونیم سولفات

excess ammoniums

آمونیم‌های اضافی

ammonium fertilizer

کود آمونیوم

ammonium ions

یون‌های آمونیوم

ammonium solution

محلول آمونیوم

detect ammoniums

تشخیص آمونیوم‌ها

جملات نمونه

ammoniums are commonly used in fertilizers.

آمونیاک‌ها معمولاً در کودها استفاده می‌شوند.

the soil was rich in ammoniums, promoting plant growth.

خاک سرشار از آمونیاک بود که باعث رشد گیاهان می‌شد.

excess ammoniums can harm aquatic life.

آمونیاک‌های اضافی می‌توانند به حیات آبزیان آسیب برسانند.

the chemical analysis revealed the presence of various ammoniums.

تجزیه و تحلیل شیمیایی نشان داد که آمونیاک‌های مختلف وجود دارد.

industrial processes often release significant amounts of ammoniums.

فرآیندهای صنعتی اغلب مقادیر قابل توجهی از آمونیاک‌ها را آزاد می‌کنند.

ammoniums are essential for nitrogen fixation in plants.

آمونیاک‌ها برای تثبیت نیتروژن در گیاهان ضروری هستند.

the farmer applied ammonium-based fertilizer to his crops.

کشاورز کود مبتنی بر آمونیاک را به محصولات خود اعمال کرد.

ammoniums are also used in the production of certain explosives.

آمونیاک‌ها همچنین در تولید برخی مواد منفجره استفاده می‌شوند.

the concentration of ammoniums in the water sample was alarmingly high.

غلظت آمونیاک در نمونه آب به طرز نگران‌کننده‌ای بالا بود.

researchers are studying the environmental impact of ammoniums.

محققان در حال بررسی اثرات زیست محیطی آمونیاک‌ها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید