amortizing

[ایالات متحده]/əˈmɔːrˌtaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/əˈmɔːrˌtaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. روند تدریجی پرداخت یک بدهی در طول زمان، معمولاً به صورت اقساط مساوی.

عبارات و ترکیب‌ها

amortizing a loan

بازپرداخت وام

amortizing over time

بازپرداخت در طول زمان

amortizing costs gradually

هزینه ها را به تدریج بازپرداخت کردن

amortizing insurance premiums

بازپرداخت حق بیمه

جملات نمونه

the loan is amortizing over 30 years.

وام در طول 30 سال در حال استهلاک است.

amortizing the debt will take several years.

استهلاک بدهی چندین سال طول خواهد کشید.

the company is amortizing its assets over time.

شرکت دارایی های خود را در طول زمان در حال استهلاک است.

amortizing the cost of a building can be complex.

استهلاک هزینه یک ساختمان می تواند پیچیده باشد.

the mortgage payments are amortizing the principal and interest.

پرداخت های وام مسکن اصل و بهره را در حال استهلاک است.

amortizing a large purchase over time can make it more manageable.

استهلاک یک خرید بزرگ در طول زمان می تواند آن را قابل مدیریت تر کند.

the accounting method used to amortize expenses is important.

روش حسابداری مورد استفاده برای استهلاک هزینه ها مهم است.

amortizing the cost of software can be tricky.

استهلاک هزینه نرم افزار می تواند مشکل باشد.

the company's financial statements show how assets are amortizing.

صورت های مالی شرکت نشان می دهد که دارایی ها چگونه در حال استهلاک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید