amyloidoses

[ایالات متحده]/ˌæmɪˈlaɪdoʊsiːz/
[بریتانیا]/ˌæmɪˈlaɪdoʊsiz/

ترجمه

n. گروهی از بیماری‌ها که با تجمع غیرطبیعی پروتئین آمیلوئید در اندام‌ها و بافت‌ها مشخص می‌شوند.

جملات نمونه

amyloidoses are a group of rare diseases.

بیماری‌های آمیلوئیدوسیس گروهی از بیماری‌های نادر هستند.

several types of amyloidoses can affect different organs.

انواع مختلف آمیلوئیدوز می‌توانند اندام‌های مختلف را تحت تأثیر قرار دهند.

amyloidoses are characterized by the buildup of amyloid proteins.

آمیلوئیدوزیس با تجمع پروتئین‌های آمیلوئید مشخص می‌شود.

early diagnosis and treatment of amyloidoses are crucial.

تشخیص و درمان زودهنگام آمیلوئیدوزیس بسیار مهم است.

research is ongoing to develop new therapies for amyloidoses.

تحقیقات برای توسعه درمان‌های جدید برای آمیلوئیدوزیس ادامه دارد.

genetic factors can play a role in the development of amyloidoses.

عوامل ژنتیکی می‌توانند در ایجاد آمیلوئیدوزیس نقش داشته باشند.

symptoms of amyloidoses vary depending on the affected organ.

علائم آمیلوئیدوزیس بسته به اندام آسیب دیده متفاوت است.

living with amyloidoses can be challenging for patients and their families.

زندگی با آمیلوئیدوزیس می‌تواند برای بیماران و خانواده‌هایشان چالش‌برانگیز باشد.

support groups can provide valuable information and emotional support to people with amyloidoses.

گروه‌های حمایتی می‌توانند اطلاعات و حمایت عاطفی ارزشمندی را در اختیار افراد مبتلا به آمیلوئیدوزیس قرار دهند.

awareness of amyloidoses is important for early detection and treatment.

آگاهی از آمیلوئیدوزیس برای تشخیص و درمان زودهنگام مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید