anaesthesia

[ایالات متحده]/ˌænəsˈθiːziə/
[بریتانیا]/ˌænəsˈθiːʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت بی‌حسی به درد، معمولاً ناشی از داروها؛ از دست دادن حس، بی‌حسی در زمینه پزشکی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

general anaesthesia

بیهوشی عمومی

local anaesthesia

بیحسی موضعی

regional anaesthesia

بیحسی ناحیه ای

administer anaesthesia

تجویز بیهوشی

anaesthesia machine

دستگاه بیهوشی

جملات نمونه

These patients received intravenous anaesthesia with suxamethonium plus thiopental sodium or propofol for the implementation of ECT, respectively.

این بیماران از بی‌هوشی داخل‌وریدی با ساکساماتونیوم به همراه سدیم تیوپنتال یا پروپول برای انجام ECT استفاده کردند.

The doses used for surgical anaesthesia vary between 2 and 10mg/kg.

دوزهای مورد استفاده برای بیهوشی جراحی بین 2 تا 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم متغیر است.

His lecture is intended to bear down on the application of acupuncture anaesthesia in brain surgery.

هدف از سخنرانی او تاکید بر کاربرد بیهوشی طب سوزنی در جراحی مغز است.

Agitation of patients with general anaesthesia during analepsia period is very dangerous,of which inhalation anesthesia maybe its main cause among many causative factors.

آشفتگی بیماران با بیهوشی عمومی در طول دوره آنالپسیا بسیار خطرناک است، که ممکن است بیهوشی استنشاقی یکی از عوامل اصلی آن در میان عوامل مسبب متعدد باشد.

4 rabbits died during anaesthesia, 4 rabbits had hematonephrosis because of long distance tube inserted, and infection happened in 1 rabbit.

4 خرگوش در طول بیهوشی مردند، 4 خرگوش به دلیل استفاده از لوله با طولانی، دچار هماتونهفروز شدند و در 1 خرگوش عفونت رخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید