anastalses

[ایالات متحده]/əˈnæstælsiːz/
[بریتانیا]/əˈnæstælsiːz/

ترجمه

n. ضد تالاسیس؛ اثر خلط‌کننده.

جملات نمونه

the doctor explained that these anastalses are normal during recovery.

دکتر توضیح داد که این انشتالس‌ها در طول بازتویی طبیعی هستند.

intestinal anastalses help regulate the movement of bowels.

انشتالس‌های روده‌ای به تنظیم حرکت روده کمک می‌کنند.

the researchers observed multiple anastalses in the patient's tract.

پژوهشگران چندین انشتالس در مجاری بیمار مشاهده کردند.

strong anastalses can sometimes cause mild discomfort.

انشتالس‌های قوی گاهی ممکن است ناراحتی خفیف ایجاد کنند.

medication may induce anastalses to control diarrhea.

دارو ممکن است انشتالس‌ها را القا کند تا اسهال را کنترل کند.

the frequency of anastalses decreased after the treatment.

تعداد انشتالس‌ها پس از درمان کاهش یافت.

abnormal anastalses might indicate an underlying health issue.

انشتالس‌های غیرطبیعی ممکن است نشان دهنده یک مشکل سلامتی پنهان باشد.

physicians study anastalses to understand gut motility.

پزشکان انشتالس‌ها را مطالعه می‌کنند تا حرکت گوارش را درک کنند.

certain foods can trigger natural anastalses.

برخی غذاها می‌توانند انشتالس‌های طبیعی را القا کنند.

the textbook describes anastalses as a reflex action.

کتاب درسی انشتالس‌ها را به عنوان یک واکنش انعکاسی توصیف می‌کند.

monitoring anastalses is crucial during the clinical trial.

پایش انشتالس‌ها در طول آزمایش بالینی حائز اهمیت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید