| جمع | anatomists |
The anatomist studied the human body in great detail.
آناتومیست بدن انسان را با جزئیات فراوان مطالعه کرد.
An anatomist uses various tools to dissect bodies for research.
یک آناتومیست از ابزارهای مختلف برای قطعهبندی بدنها برای تحقیق استفاده میکند.
The work of an anatomist is crucial for medical advancements.
کار یک آناتومیست برای پیشرفتهای پزشکی بسیار مهم است.
An anatomist must have a deep understanding of human anatomy.
یک آناتومیست باید درک عمیقی از آناتومی انسان داشته باشد.
Many medical schools offer courses taught by experienced anatomists.
بسیاری از مدارس پزشکی دورههایی را که توسط آناتومیستهای با تجربه تدریس میشوند، ارائه میدهند.
An anatomist often collaborates with other medical professionals on research projects.
یک آناتومیست اغلب با سایر متخصصان پزشکی در پروژههای تحقیقاتی همکاری میکند.
The anatomist carefully examined the structure of the heart.
آناتومیست به دقت ساختار قلب را بررسی کرد.
An anatomist may specialize in a particular area of the body, such as the nervous system.
یک آناتومیست ممکن است در یک زمینه خاص از بدن، مانند سیستم عصبی، تخصص یابد.
Students aspiring to become anatomists often take courses in biology and anatomy.
دانشجویانی که خواهان تبدیل شدن به آناتومیست هستند، اغلب در رشتههای زیستشناسی و آناتومی شرکت میکنند.
The findings of the anatomist helped advance our understanding of human physiology.
یافتههای آناتومیست به پیشبرد درک ما از فیزیولوژی انسان کمک کرد.
The anatomist studied the human body in great detail.
آناتومیست بدن انسان را با جزئیات فراوان مطالعه کرد.
An anatomist uses various tools to dissect bodies for research.
یک آناتومیست از ابزارهای مختلف برای قطعهبندی بدنها برای تحقیق استفاده میکند.
The work of an anatomist is crucial for medical advancements.
کار یک آناتومیست برای پیشرفتهای پزشکی بسیار مهم است.
An anatomist must have a deep understanding of human anatomy.
یک آناتومیست باید درک عمیقی از آناتومی انسان داشته باشد.
Many medical schools offer courses taught by experienced anatomists.
بسیاری از مدارس پزشکی دورههایی را که توسط آناتومیستهای با تجربه تدریس میشوند، ارائه میدهند.
An anatomist often collaborates with other medical professionals on research projects.
یک آناتومیست اغلب با سایر متخصصان پزشکی در پروژههای تحقیقاتی همکاری میکند.
The anatomist carefully examined the structure of the heart.
آناتومیست به دقت ساختار قلب را بررسی کرد.
An anatomist may specialize in a particular area of the body, such as the nervous system.
یک آناتومیست ممکن است در یک زمینه خاص از بدن، مانند سیستم عصبی، تخصص یابد.
Students aspiring to become anatomists often take courses in biology and anatomy.
دانشجویانی که خواهان تبدیل شدن به آناتومیست هستند، اغلب در رشتههای زیستشناسی و آناتومی شرکت میکنند.
The findings of the anatomist helped advance our understanding of human physiology.
یافتههای آناتومیست به پیشبرد درک ما از فیزیولوژی انسان کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید