ancestries

[ایالات متحده]/ˈæn.kɛstriz/
[بریتانیا]/æŋˈkɛstrəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع نیاکان؛ تاریخ خانواده یا گروه قومی یک فرد در طول نسل‌های متعدد

عبارات و ترکیب‌ها

explore one's ancestries

کاوش در نیاکان

reveal family ancestries

افشای نیاکان خانوادگی

celebrate diverse ancestries

جشن گرفتن نیاکان متنوع

preserve ancestral ancestries

حفظ نیاکان اجدادی

جملات نمونه

her paintings often depict scenes from her ancestries.

نقاشی‌های او اغلب صحنه‌هایی از نیاکانش را به تصویر می‌کشند.

the museum showcased artifacts from various ancestries.

موزه آثار باستانی را از نیاکان مختلف به نمایش گذاشت.

she learned about her ancestries through family stories and historical records.

او درباره نیاکانش از طریق داستان‌های خانوادگی و سوابق تاریخی یاد گرفت.

he traced his ancestries back to medieval europe.

او ریشه‌های نیاکانش را تا اروپای قرون وسطی ردیابی کرد.

understanding one's ancestries can provide valuable insights into their identity.

درک نیاکان یک فرد می‌تواند بینش‌های ارزشمندی در مورد هویت آنها ارائه دهد.

the festival celebrated the rich ancestries of the region.

جشنواره نیاکان غنی منطقه را جشن گرفت.

he was fascinated by the stories and traditions passed down through generations in his ancestries.

او مجذوب داستان‌ها و سنت‌هایی بود که در طول نسل‌ها در نیاکانش منتقل شده بودند.

her research focused on the cultural practices of different ancestries.

تحقیقات او بر روی شیوه‌های فرهنگی نیاکان مختلف متمرکز بود.

the book explored the complex relationships between various ancestries throughout history.

کتاب به بررسی روابط پیچیده بین نیاکان مختلف در طول تاریخ پرداخت.

she felt a strong connection to her ancestries, despite living far away from her homeland.

او ارتباط قوی با نیاکانش احساس می‌کرد، با وجود اینکه دور از وطن خود زندگی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید