anchormen

[ایالات متحده]/'æŋkəmən/
[بریتانیا]/'æŋkɚ'mæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجری مرد برنامه خبری تلویزیونی یا رادیویی

جملات نمونه

the anchorman of the Hampshire batting.

مجری اخبار تیم Hampshire

The anchorman delivered the evening news.

مجری اخبار شامگاهی را ارائه داد.

The anchorman is responsible for reporting live events.

مجری اخبار مسئول گزارش رویدادهای زنده است.

The anchorman interviewed the celebrity on the red carpet.

مجری اخبار با سلبریتی در فرش قرمز مصاحبه کرد.

The anchorman's job is to read the news with authority.

وظیفه مجری اخبار این است که اخبار را با اقتدار بخواند.

The anchorman has a pleasant and trustworthy voice.

مجری اخبار صدایی دلنشین و قابل اعتماد دارد.

The anchorman anchors the morning show every weekday.

مجری اخبار هر روز هفته برنامه صبحگاهی را اجرا می‌کند.

The anchorman is known for his sharp wit and sense of humor.

مجری اخبار به خاطر ذکاوت و حس شوخ طبعی‌اش شناخته شده است.

The anchorman's professionalism shines through in his interviews.

حرفه‌ای‌گری مجری اخبار در مصاحبه‌هایش به چشم می‌آید.

The anchorman provides updates on developing stories throughout the day.

مجری اخبار در طول روز به‌روزرسانی‌هایی در مورد داستان‌های در حال توسعه ارائه می‌دهد.

The anchorman is the face of the news program.

مجری اخبار چهره برنامه خبری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید