anencephalies

[ایالات متحده]/ˌænəsɪˈfæl.iːz/
[بریتانیا]/ˌænəˌnɛf.əˈliːz/

ترجمه

n. شرایطی که در آن یک نوزاد بدون بخش‌هایی از مغز و جمجمه متولد می‌شود.

جملات نمونه

anencephalies are a tragic consequence of prenatal abnormalities.

آننسفالی‌ها عواقبی غم‌انگیز از ناهنجاری‌های دوران بارداری هستند.

research into anencephalies focuses on understanding their causes and potential treatments.

تحقیقات در مورد آننسفالی‌ها بر درک علل و درمان‌های بالقوه آنها متمرکز است.

the incidence of anencephalies is unfortunately higher in certain regions.

متاسفانه بروز آننسفالی در مناطق خاص بیشتر است.

anencephalies are often associated with severe developmental disabilities.

آننسفالی‌ها اغلب با ناتوانی‌های رشدی شدید همراه هستند.

advances in prenatal care may help reduce the number of anencephalies born each year.

پیشرفت در مراقبت‌های دوران بارداری ممکن است به کاهش تعداد آننسفالی‌هایی که هر سال متولد می‌شوند کمک کند.

the emotional toll on families affected by anencephalies is immense.

بار عاطفی بر خانواده‌های تحت تأثیر آننسفالی بسیار زیاد است.

anencephalies raise important ethical questions about life and disability.

آننسفالی‌ها سؤالات اخلاقی مهمی در مورد زندگی و ناتوانی مطرح می‌کنند.

genetic testing can sometimes identify the risk of anencephaly during pregnancy.

تست ژنتیک گاهی اوقات می‌تواند خطر آننسفالی را در دوران بارداری شناسایی کند.

support groups provide valuable resources and emotional support for families dealing with anencephalies.

گروه‌های حمایتی منابع ارزشمند و حمایت عاطفی را برای خانواده‌هایی که با آننسفالی مقابله می‌کنند ارائه می‌دهند.

awareness campaigns aim to educate the public about anencephalies and available resources.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی با هدف آموزش مردم در مورد آننسفالی و منابع موجود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید