aneurin

[ایالات متحده]/'ænjʊərɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیامین; ویتامین B1.
Word Forms
جمعaneurins

جملات نمونه

The other Labour leader to do well in the poll was Aneurin Bevan.

سایر رهبر حزب کارگر که در نظرسنجی عملکرد خوبی داشت، آنورین بیون بود.

5.However, the effects are not visible adding peptone, coconut milk, aneurin and inositol.

5. با این حال، افزودن پپتون، شیر نارگیل، نورین و اینوزیتول، اثرات قابل مشاهده‌ای ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید