| جمع | anglophiles |
He is a dedicated anglophile, always watching British TV shows and reading English literature.
او یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی است که همیشه برنامههای تلویزیونی بریتانیایی تماشا میکند و ادبیات انگلیسی میخواند.
As an anglophile, she dreams of visiting London and exploring all the historical landmarks.
به عنوان یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی، او رویای بازدید از لندن و کاوش در تمام مکانهای تاریخی را دارد.
Being an anglophile, he has a collection of British memorabilia dating back to the 19th century.
به عنوان یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی، او مجموعهای از یادگارهای بریتانیایی دارد که قدمت آنها به قرن نوزدهم بازمیگردد.
The anglophile society organized a tea party to celebrate the Queen's birthday.
جامعه علاقمندان به فرهنگ انگلیسی یک مهمانی چای برای بزرگداشت تولد ملکه برگزار کرد.
Her anglophile tendencies are evident in her choice of British fashion brands.
تمایلات علاقمندی او به فرهنگ انگلیسی در انتخاب برندهای مد بریتانیایی آشکار است.
The anglophile tour guide shared fascinating stories about British history with the group.
راهنمای تور علاقمند به فرهنگ انگلیسی داستانهای جالب در مورد تاریخ بریتانیا را با گروه به اشتراک گذاشت.
As an anglophile, he has a deep appreciation for British music from the 1960s.
به عنوان یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی، او قدردانی عمیقی از موسیقی بریتانیایی از دهه 1960 دارد.
The anglophile restaurant serves traditional British dishes like fish and chips and shepherd's pie.
رستوران علاقمند به فرهنگ انگلیسی غذاهای سنتی بریتانیایی مانند ماهی و سیب زمینی سرخ کرده و پای چوپان را سرو میکند.
She became an anglophile after studying abroad in the UK and immersing herself in the culture.
او پس از تحصیل در خارج از کشور در بریتانیا و غوطهور شدن در فرهنگ، به علاقمند به فرهنگ انگلیسی تبدیل شد.
The anglophile book club meets monthly to discuss classic English literature works.
باشگاه کتابخوانی علاقمندان به فرهنگ انگلیسی به طور ماهانه برای بحث در مورد آثار ادبیات کلاسیک انگلیسی گرد هم میآیند.
she is a passionate anglophile, always eager to learn about british culture.
او یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی با شور و اشتیاق است و همیشه مشتاق یادگیری در مورد فرهنگ بریتانیا است.
many anglophile tourists flock to london every year.
سالانه بسیاری از گردشگران علاقمند به فرهنگ انگلیسی به لندن هجوم میآورند.
his love for british literature made him a true anglophile.
عشق او به ادبیات بریتانیایی او را به یک علاقمند واقعی به فرهنگ انگلیسی تبدیل کرد.
she collects vintage british teacups, a sign of her anglophile tendencies.
او فنجانهای چای بریتانیایی قدیمی جمعآوری میکند، نشانهای از تمایلات علاقمندی او به فرهنگ انگلیسی.
his anglophile friends often invite him to watch premier league matches together.
دوستان علاقمند به فرهنگ انگلیسی او اغلب او را برای تماشای مسابقات لیگ برتر با هم دعوت میکنند.
he considers himself an anglophile, despite having never visited britain.
او خود را یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی میداند، با وجود اینکه هرگز به بریتانیا سفر نکرده است.
the bookstore had a special section dedicated to british authors for its anglophile customers.
کتابفروشی بخشی ویژه را به نویسندگان بریتانیایی برای مشتریان علاقمند به فرهنگ انگلیسی اختصاص داده بود.
she dreams of one day studying abroad in england, fulfilling her anglophile aspirations.
او رویای تحصیل در خارج از کشور در انگلستان را در یک روز دارد و آرزوهای علاقمندی خود را محقق میکند.
his fascination with all things british made him a well-known anglophile in his social circle.
علاقه او به همه چیزهای بریتانیایی او را به یک علاقمند شناخته شده به فرهنگ انگلیسی در حلقه اجتماعیاش تبدیل کرد.
the movie festival showcased films by renowned british directors, attracting many anglophile viewers.
جشنواره فیلم، فیلمهایی از کارگردانان مشهور بریتانیایی را به نمایش گذاشت و بینندگان علاقمند به فرهنگ انگلیسی زیادی را به خود جذب کرد.
Bennet Wilcox, Anglophile and Stanley Kubrick fan.
بینت ویلوکس، عاشق انگلستان و طرفدار استنلی کوبریک.
منبع: Kylie Diary Season 1My Anglophile Baking Club is not equipped to handle that, and neither am I. Take one of these, they're very good.
باشگاه شیرینیپزی من که عاشق انگلستان است، توانایی رسیدگی به این موضوع را ندارد و من هم ندارم. یکی از اینها را بردارید، خیلی خوب هستند.
منبع: Criminal Minds S16The book could be sub- titled “Wasps at War”, as east-coast anglophiles and Wall Street millionaires pushed their country towards engagement, against isolationist forces drawn from the prairies and small towns of middle America.
این کتاب میتوانست عنوان فرعی «زنبورها در جنگ» را داشته باشد، زیرا عاشقان انگلستان و میلیونرهای وال استریت کشور خود را به سمت مشارکت سوق دادند، در برابر نیروهای منزوی که از دشتها و شهرهای کوچک آمریکای میانه آمده بودند.
منبع: The Economist - ArtsHe is a dedicated anglophile, always watching British TV shows and reading English literature.
او یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی است که همیشه برنامههای تلویزیونی بریتانیایی تماشا میکند و ادبیات انگلیسی میخواند.
As an anglophile, she dreams of visiting London and exploring all the historical landmarks.
به عنوان یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی، او رویای بازدید از لندن و کاوش در تمام مکانهای تاریخی را دارد.
Being an anglophile, he has a collection of British memorabilia dating back to the 19th century.
به عنوان یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی، او مجموعهای از یادگارهای بریتانیایی دارد که قدمت آنها به قرن نوزدهم بازمیگردد.
The anglophile society organized a tea party to celebrate the Queen's birthday.
جامعه علاقمندان به فرهنگ انگلیسی یک مهمانی چای برای بزرگداشت تولد ملکه برگزار کرد.
Her anglophile tendencies are evident in her choice of British fashion brands.
تمایلات علاقمندی او به فرهنگ انگلیسی در انتخاب برندهای مد بریتانیایی آشکار است.
The anglophile tour guide shared fascinating stories about British history with the group.
راهنمای تور علاقمند به فرهنگ انگلیسی داستانهای جالب در مورد تاریخ بریتانیا را با گروه به اشتراک گذاشت.
As an anglophile, he has a deep appreciation for British music from the 1960s.
به عنوان یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی، او قدردانی عمیقی از موسیقی بریتانیایی از دهه 1960 دارد.
The anglophile restaurant serves traditional British dishes like fish and chips and shepherd's pie.
رستوران علاقمند به فرهنگ انگلیسی غذاهای سنتی بریتانیایی مانند ماهی و سیب زمینی سرخ کرده و پای چوپان را سرو میکند.
She became an anglophile after studying abroad in the UK and immersing herself in the culture.
او پس از تحصیل در خارج از کشور در بریتانیا و غوطهور شدن در فرهنگ، به علاقمند به فرهنگ انگلیسی تبدیل شد.
The anglophile book club meets monthly to discuss classic English literature works.
باشگاه کتابخوانی علاقمندان به فرهنگ انگلیسی به طور ماهانه برای بحث در مورد آثار ادبیات کلاسیک انگلیسی گرد هم میآیند.
she is a passionate anglophile, always eager to learn about british culture.
او یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی با شور و اشتیاق است و همیشه مشتاق یادگیری در مورد فرهنگ بریتانیا است.
many anglophile tourists flock to london every year.
سالانه بسیاری از گردشگران علاقمند به فرهنگ انگلیسی به لندن هجوم میآورند.
his love for british literature made him a true anglophile.
عشق او به ادبیات بریتانیایی او را به یک علاقمند واقعی به فرهنگ انگلیسی تبدیل کرد.
she collects vintage british teacups, a sign of her anglophile tendencies.
او فنجانهای چای بریتانیایی قدیمی جمعآوری میکند، نشانهای از تمایلات علاقمندی او به فرهنگ انگلیسی.
his anglophile friends often invite him to watch premier league matches together.
دوستان علاقمند به فرهنگ انگلیسی او اغلب او را برای تماشای مسابقات لیگ برتر با هم دعوت میکنند.
he considers himself an anglophile, despite having never visited britain.
او خود را یک علاقمند به فرهنگ انگلیسی میداند، با وجود اینکه هرگز به بریتانیا سفر نکرده است.
the bookstore had a special section dedicated to british authors for its anglophile customers.
کتابفروشی بخشی ویژه را به نویسندگان بریتانیایی برای مشتریان علاقمند به فرهنگ انگلیسی اختصاص داده بود.
she dreams of one day studying abroad in england, fulfilling her anglophile aspirations.
او رویای تحصیل در خارج از کشور در انگلستان را در یک روز دارد و آرزوهای علاقمندی خود را محقق میکند.
his fascination with all things british made him a well-known anglophile in his social circle.
علاقه او به همه چیزهای بریتانیایی او را به یک علاقمند شناخته شده به فرهنگ انگلیسی در حلقه اجتماعیاش تبدیل کرد.
the movie festival showcased films by renowned british directors, attracting many anglophile viewers.
جشنواره فیلم، فیلمهایی از کارگردانان مشهور بریتانیایی را به نمایش گذاشت و بینندگان علاقمند به فرهنگ انگلیسی زیادی را به خود جذب کرد.
Bennet Wilcox, Anglophile and Stanley Kubrick fan.
بینت ویلوکس، عاشق انگلستان و طرفدار استنلی کوبریک.
منبع: Kylie Diary Season 1My Anglophile Baking Club is not equipped to handle that, and neither am I. Take one of these, they're very good.
باشگاه شیرینیپزی من که عاشق انگلستان است، توانایی رسیدگی به این موضوع را ندارد و من هم ندارم. یکی از اینها را بردارید، خیلی خوب هستند.
منبع: Criminal Minds S16The book could be sub- titled “Wasps at War”, as east-coast anglophiles and Wall Street millionaires pushed their country towards engagement, against isolationist forces drawn from the prairies and small towns of middle America.
این کتاب میتوانست عنوان فرعی «زنبورها در جنگ» را داشته باشد، زیرا عاشقان انگلستان و میلیونرهای وال استریت کشور خود را به سمت مشارکت سوق دادند، در برابر نیروهای منزوی که از دشتها و شهرهای کوچک آمریکای میانه آمده بودند.
منبع: The Economist - Artsلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید