anorchia

[ایالات متحده]//ænˈɔːkɪə//
[بریتانیا]//ænˈɔːrkiə//

ترجمه

n. عدم وجود تخمدان (آروگی یا به دست آمده).
شکل‌های واژه
جمعanorchias

جملات نمونه

congenital anorchia is a rare condition characterized by the absence of testes at birth.

آنورکیا مادرزاد یک وضعیت نادر است که با عدم وجود تیروید در زمان تولد مشخص می‌شود.

bilateral anorchia results in the complete absence of testicular tissue.

آنورکیا دوطرفه منجر به حذف کامل بافت تیروید می‌شود.

the patient was diagnosed with unilateral anorchia during a routine examination.

بیمار در یک معاینه معمولی با آنورکیا یک طرفه تشخیص داده شد.

anorchia can be detected through ultrasound imaging in infancy.

آنورکیا می‌تواند در دوران نوزادی با تصویربرداری اولتراسوند تشخیص داده شود.

treatment for anorchia typically involves hormone replacement therapy.

درمان آنورکیا معمولاً شامل درمان جایگزینی هورمونی است.

many anorchia patients require psychological support.

بسیاری از بیماران مبتلا به آنورکیا نیاز به حمایت روانی دارند.

anorchia affects testosterone production significantly.

آنورکیا به طور قابل توجهی تولید تستوسترون را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

genetic factors may contribute to the development of anorchia.

عوامل ژنتیکی ممکن است در توسعه آنورکیا دخیل باشند.

early diagnosis of anorchia is crucial for appropriate management.

تشخیص زودهنگام آنورکیا برای مدیریت مناسب بسیار حیاتی است.

boys with anorchia may experience delayed puberty.

پسران مبتلا به آنورکیا ممکن است با تأخیر در بلوغ مواجه شوند.

fertility preservation is challenging in cases of bilateral anorchia.

در موارد آنورکیا دوطرفه حفظ خصوصیت تولید مثل چالش‌برانگیز است.

endocrinologists often manage anorchia with hormone supplementation.

متخصصان اندocrinology معمولاً با تکمیل هورمونی آنورکیا را مدیریت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید