antidrug

[ایالات متحده]/ˈæn.tɪˌdrʌɡ/
[بریتانیا]/ˈæn.təˌdrʌg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مخالف یا علیه استفاده از داروها
Word Forms
جمعantidrugs

عبارات و ترکیب‌ها

antidrug campaign

کمپین ضد مواد مخدر

antidrug law enforcement

اجرای قانون ضد مواد مخدر

antidrug education

آموزش ضد مواد مخدر

antidrug policy

سیاست ضد مواد مخدر

antidrug treatment

درمان ضد مواد مخدر

antidrug program

برنامه ضد مواد مخدر

antidrug awareness

آگاهی‌رسانی ضد مواد مخدر

جملات نمونه

the government has launched an antidrug campaign.

دولت یک کمپین ضد مواد مخدر راه‌اندازی کرده است.

they are dedicated to promoting antidrug awareness.

آنها به ترویج آگاهی در مورد مواد مخدر اختصاص داده شده‌اند.

he joined an antidrug support group after his recovery.

او پس از بهبودی در یک گروه حمایتی ضد مواد مخدر عضو شد.

international cooperation is essential for effective antidrug efforts.

همکاری بین‌المللی برای تلاش‌های مؤثر ضد مواد مخدر ضروری است.

the antidrug message should be tailored to different age groups.

پیام ضد مواد مخدر باید متناسب با گروه‌های سنی مختلف باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید