antifeminism

[ایالات متحده]/ˈæn.tɪˌfɛm.ɪnɪzəm/
[بریتانیا]/ˌæntɪˈfɛmɪnɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخالفت با فمینیسم یا ایده‌ها و جنبش‌های فمینیستی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

combat antifeminism

مقابله با ضد زن‌محوری

rise of antifeminism

ظهور ضد زن‌محوری

addressing antifeminism

رسیدگی به ضد زن‌محوری

consequences of antifeminism

پیامدهای ضد زن‌محوری

critique antifeminism

انتقاد از ضد زن‌محوری

جملات نمونه

the rise of antifeminism is a concerning trend in some societies.

ظهور ضد زن‌گرایی یک روند نگران‌کننده در برخی از جوامع است.

many argue that antifeminism is harmful to both men and women.

بسیاری استدلال می‌کنند که ضد زن‌گرایی برای هر دو مرد و زن مضر است.

combating antifeminism requires promoting gender equality and challenging harmful stereotypes.

مقابله با ضد زن‌گرایی مستلزم ترویج برابری جنسیتی و به چالش کشیدن کلیشه‌های مضر است.

some feminist scholars argue that antifeminism is a backlash against women's progress.

برخی از محققان زن‌گرای استدلال می‌کنند که ضد زن‌گرایی یک عکس‌العمل منفی علیه پیشرفت زنان است.

understanding the history and context of antifeminism can help us address its contemporary manifestations.

درک تاریخ و زمینه ضد زن‌گرایی می‌تواند به ما کمک کند تا با تجلیات معاصر آن مقابله کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید