antiguo

[ایالات متحده]/ænˈtiːɡwuː/
[بریتانیا]/ænˈtiːɡwuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوران باستان؛ دوران قدیم
adj. باستانی؛ قدیمی؛ سابق

جملات نمونه

the former champion retired from professional boxing yesterday.

قهرمان سابق دیروز از مسابقات بوکس حرفه‌ای بازنشسته شد.

she found an antique clock in the attic.

او یک ساعت عتیقه در زیرشیرآه پیدا کرد.

they still follow the ancient customs of their ancestors.

آنها هنوز رسوم باستانی نیاکان خود را دنبال می‌کنند.

my previous job was much more stressful than this one.

مشغله قبلی من بسیار پر استرس تر از این بود.

the star is located in an old constellation.

ستاره در یک کهکشان قدیمی قرار دارد.

he remained a faithful friend until the end.

او تا پایان یک دوست وفادار باقی ماند.

are you a former student of this university?

آیا شما دانشجوی سابق این دانشگاه هستید؟

the city is famous for its ancient ruins.

این شهر به خاطر ویرانه‌های باستانی خود مشهور است.

his old car finally broke down on the highway.

ماشین قدیمی او بالاخره در بزرگراه از کار افتاد.

she has worked at the company for many years.

او سال‌ها در این شرکت کار کرده است.

this building is the former headquarters of the army.

این ساختمان سابق مقر ارتش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید