antimycin

[ایالات متحده]/ˈæntɪmaɪsɪn/
[بریتانیا]/ˌæn.təˈmaɪ.sɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ترکیب آنتی‌بیوتیک که تنفس میتوکندری را مهار می‌کند.; آنتی‌مایسین A، نوع خاصی از آنتی‌مایسین.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antimycin sensitivity

حساسیت به آنتی‌مایسین

antimycin a toxicity

سمیت آنتی‌مایسین آ

antimycin-mediated inhibition

مهار واسطه آنتی‌مایسین

antimycin resistance mechanism

مکانیسم مقاومت به آنتی‌مایسین

جملات نمونه

antimycin is a potent antibiotic.

آنتی‌مایسین یک آنتی‌بیوتیک قوی است.

the researchers studied the effects of antimycin on mitochondria.

محققان اثرات آنتی‌مایسین بر روی میتوکندری‌ها را مطالعه کردند.

antimycin inhibits electron transport in the respiratory chain.

آنتی‌مایسین انتقال الکترون را در زنجیره تنفسی مهار می‌کند.

the drug's mechanism of action involves antimycin binding to a specific protein.

مکانیسم عملکرد دارو شامل اتصال آنتی‌مایسین به یک پروتئین خاص است.

antimycin is used in research to study cellular respiration.

از آنتی‌مایسین در تحقیقات برای مطالعه تنفس سلولی استفاده می‌شود.

the toxicity of antimycin must be carefully considered in medical applications.

سمیت آنتی‌مایسین باید در کاربردهای پزشکی به دقت در نظر گرفته شود.

antimycin has potential applications in treating certain bacterial infections.

آنتی‌مایسین کاربردهای بالقوه ای در درمان برخی از عفونت های باکتریایی دارد.

the discovery of antimycin was a significant breakthrough in antibiotic research.

کشف آنتی‌مایسین یک پیشرفت قابل توجه در تحقیقات آنتی‌بیوتیکی بود.

antimycin's effects on cellular processes are being investigated further.

اثرات آنتی‌مایسین بر فرآیندهای سلولی بیشتر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

the synthesis of antimycin is a complex chemical process.

سنتز آنتی‌مایسین یک فرآیند شیمیایی پیچیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید