antisthenes

[ایالات متحده]/ˈæn.tɪˌsθiːnɪz/
[بریتانیا]/an-tis-thee-neez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنتیستن (فیلسوف یونانی که مکتب کینیکی را بنیان‌گذاری کرد)؛ آنتیستن (یک فیلسوف یونانی که مکتب کینیکی را ایجاد کرد)

عبارات و ترکیب‌ها

antisthenes' philosophy

فلسفه آنتیستن

جملات نمونه

the speaker's antisthenes views were met with mixed reactions.

دیدگاه‌های آنتی‌ستن سخنران با واکنش‌های مختلط روبرو شد.

his antisthenes philosophy emphasized individual responsibility.

فلسفه آنتی‌ستن او بر مسئولیت فردی تاکید داشت.

the author's work explored both traditional and antisthenes ideas.

کار نویسنده هر دو ایده سنتی و آنتی‌ستن را بررسی کرد.

antisthenes believed in living a simple, virtuous life.

آنتی‌ستن معتقد بود که باید زندگی ساده و فضیلت‌مندانه داشت.

many of his teachings are considered foundational to stoicism, an antisthenes school of thought.

بسیاری از آموزه‌های او به عنوان بنیان‌های روافضیان در نظر گرفته می‌شوند، یک مکتب فکری آنتی‌ستن.

the concept of self-reliance is central to antisthenes philosophy.

مفهوم خودکفایی در فلسفه آنتی‌ستن از اهمیت بالایی برخوردار است.

antisthenes rejected materialism and emphasized the importance of virtue.

آنتی‌ستن ماده‌گرایی را رد کرد و بر اهمیت فضیلت تاکید کرد.

antisthenes's ideas have had a lasting impact on western thought.

ایده‌های آنتی‌ستن تأثیر ماندگاری بر تفکر غربی داشته‌اند.

the study of antisthenes philosophy can provide valuable insights into human nature.

مطالعه فلسفه آنتی‌ستن می‌تواند بینش‌های ارزشمندی در مورد ماهیت انسان ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید