anymore

[ایالات متحده]/enɪ'mɔː/
[بریتانیا]/ˌɛniˈmɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. دیگر نه

جملات نمونه

Do they make this model anymore?

آیا هنوز این مدل ساخته می‌شود؟

couldn't tolerate city life anymore and went back to nature.

دیگر نمی‌توانست زندگی در شهر را تحمل کند و به طبیعت بازگشت.

I feel so warm that a bedquilt is no need anymore!

حالم آنقدر گرم است که دیگر نیازی به لحاف ندارم!

No one seems to take any pride in his work anymore, and so on.

دیگر به نظر نمی‌رسد کسی به کار خود افتخار کند، و غیره.

No one rides dodgem cars at the amusement park anymore because only one is still working.

دیگر کسی با ماشین‌های دوجم در شهربازی نمی‌نشیند زیرا فقط یکی هنوز کار می‌کند.

Since they were already old, the couple weren't capable of taskwork anymore, and Uncle was not the one who can be counted on.

از آنجایی که آنها از قبل پیر بودند، زوج دیگر قادر به انجام کارهای سنگین نبودند و عمو کسی نبود که بتوان به او تکیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید