the laboratory aparatus was carefully calibrated before the experiment began.
دستگاه آزمایشگاهی قبل از شروع آزمایش با دقت تنظیم شد.
firefighters require specialized aparatus to enter burning buildings safely.
نیروی امدادی نیاز به دستگاههای ویژه برای ورود ایمن به ساختمانهای در حال سوختن دارند.
the diving aparatus includes an oxygen tank and pressure regulator.
دستگاه غواصی شامل یک مخزن اکسیژن و تنظیمکننده فشار میباشد.
space exploration demands advanced aparatus capable of withstanding extreme conditions.
استکش فضا نیاز به دستگاههای پیشرفتهای دارد که قادر به تحمل شرایط سخت هستند.
the medical aparatus used in this procedure minimizes patient recovery time.
دستگاه پزشکی مورد استفاده در این روش زمان بازتوالی بیمار را کاهش میدهد.
photographers often invest in expensive lighting aparatus for professional shoots.
فotografها اغلب در فتوشاپهای حرفهای در دستگاههای روشنایی گران قیمت سرمایه گذاری میکنند.
the scientific aparatus in the research lab enables groundbreaking discoveries.
دستگاه علمی در آزمایشگاه تحقیقاتی کشفهای نوآورانه را امکانپذیر میکند.
industrial manufacturing relies heavily on automated aparatus for assembly lines.
تولید صنعتی به طور چشمگیری به دستگاههای خودکار برای خطوط جمعآوری وابسته است.
the gymnasium has installed new fitness aparatus for member training sessions.
گیمناسیوم دستگاههای ورزشی جدیدی برای جلسات تمرین اعضاء نصب کرده است.
astronomers use powerful telescopic aparatus to observe distant galaxies.
اخترفیزیدانها از دستگاههای تلسکوپی قدرتمند برای مشاهده کهکشانهای دور استفاده میکنند.
the laboratory aparatus must undergo regular maintenance to ensure accuracy.
دستگاه آزمایشگاهی باید به طور منظم نگهداری شود تا دقت تضمین شود.
the laboratory aparatus was carefully calibrated before the experiment began.
دستگاه آزمایشگاهی قبل از شروع آزمایش با دقت تنظیم شد.
firefighters require specialized aparatus to enter burning buildings safely.
نیروی امدادی نیاز به دستگاههای ویژه برای ورود ایمن به ساختمانهای در حال سوختن دارند.
the diving aparatus includes an oxygen tank and pressure regulator.
دستگاه غواصی شامل یک مخزن اکسیژن و تنظیمکننده فشار میباشد.
space exploration demands advanced aparatus capable of withstanding extreme conditions.
استکش فضا نیاز به دستگاههای پیشرفتهای دارد که قادر به تحمل شرایط سخت هستند.
the medical aparatus used in this procedure minimizes patient recovery time.
دستگاه پزشکی مورد استفاده در این روش زمان بازتوالی بیمار را کاهش میدهد.
photographers often invest in expensive lighting aparatus for professional shoots.
فotografها اغلب در فتوشاپهای حرفهای در دستگاههای روشنایی گران قیمت سرمایه گذاری میکنند.
the scientific aparatus in the research lab enables groundbreaking discoveries.
دستگاه علمی در آزمایشگاه تحقیقاتی کشفهای نوآورانه را امکانپذیر میکند.
industrial manufacturing relies heavily on automated aparatus for assembly lines.
تولید صنعتی به طور چشمگیری به دستگاههای خودکار برای خطوط جمعآوری وابسته است.
the gymnasium has installed new fitness aparatus for member training sessions.
گیمناسیوم دستگاههای ورزشی جدیدی برای جلسات تمرین اعضاء نصب کرده است.
astronomers use powerful telescopic aparatus to observe distant galaxies.
اخترفیزیدانها از دستگاههای تلسکوپی قدرتمند برای مشاهده کهکشانهای دور استفاده میکنند.
the laboratory aparatus must undergo regular maintenance to ensure accuracy.
دستگاه آزمایشگاهی باید به طور منظم نگهداری شود تا دقت تضمین شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید