apomorphine

[ایالات متحده]/ˌæpəˈmɔːrfɪn/
[بریتانیا]/ˌæpəˈmɔrfiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داروی اپیوئیدی مصنوعی که برای درمان علائم بیماری پارکینسون استفاده می‌شود.; یک مشتق از مرفین که کمتر قوی است و اثرات متفاوتی دارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

apomorphine injection

تزریق اپومورفین

apomorphine hydrochloride

کلرید اپومورفین

apomorphine treatment

درمان اپومورفین

apomorphine dosage

دوز اپومورفین

apomorphine side effects

عوارض جانبی اپومورفین

apomorphine versus levodopa

اپومورفین در مقابل لوودوپا

جملات نمونه

apomorphine is often used to treat parkinson's disease.

آپومورفین اغلب برای درمان بیماری پارکینسون استفاده می‌شود.

the effects of apomorphine can vary from patient to patient.

اثرات آپومورفین می‌تواند از بیمار به بیمار متفاوت باشد.

doctors may prescribe apomorphine for severe cases of nausea.

پزشکان ممکن است آپومورفین را برای موارد شدید تهوع تجویز کنند.

apomorphine can be administered through injection or infusion.

آپومورفین را می‌توان از طریق تزریق یا سرم وارد کرد.

patients using apomorphine should be monitored closely.

بیماران که از آپومورفین استفاده می‌کنند باید به دقت تحت نظر باشند.

side effects of apomorphine may include dizziness and nausea.

عوارض جانبی آپومورفین ممکن است شامل سرگیجه و تهوع باشد.

research continues to explore the benefits of apomorphine.

تحقیقات برای بررسی فواید آپومورفین ادامه دارد.

apomorphine acts as a dopamine agonist in the brain.

آپومورفین به عنوان یک آگونیست دوپامین در مغز عمل می‌کند.

it is important to follow the dosage instructions for apomorphine.

رعایت دستورالعمل‌های دوز مصرفی آپومورفین مهم است.

patients should discuss any concerns about apomorphine with their doctor.

بیماران باید هر گونه نگرانی در مورد آپومورفین را با پزشک خود در میان بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید