appointees

[ایالات متحده]/əˈpɔɪn.tiz/
[بریتانیا]/əˈpɔɪnt.iz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که برای یک شغل یا موقعیت خاص انتخاب می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

appointing new appointees

انتصاب منتخبان جدید

list of appointees

لیست منتخبان

the president's appointees

منتخبان رئیس جمهور

confirmed appointees

منتخبان تایید شده

political appointees

منتخبان سیاسی

pending appointees

منتخبان معلق

retirements of appointees

بازنشستگی منتخبان

جملات نمونه

the appointees will start their training next week.

قرار است منصوبان هفته آینده آموزش خود را آغاز کنند.

all appointees must attend the orientation session.

همه منصوبان باید در جلسه آشنایی شرکت کنند.

the company announced the list of new appointees.

شرکت لیست منصوبان جدید را اعلام کرد.

appointees are required to sign a confidentiality agreement.

از منصوبان خواسته می شود یک قرارداد محرمانگی امضا کنند.

the appointees will be evaluated after six months.

پس از شش ماه، منصوبان ارزیابی خواهند شد.

feedback from previous appointees was very positive.

بازخورد از منصوبان قبلی بسیار مثبت بود.

each appointee will have a mentor assigned.

برای هر منصوب یک مربی تعیین خواهد شد.

the appointees are expected to contribute to the project.

از منصوبان انتظار می رود که به پروژه کمک کنند.

we will provide resources for the appointees to succeed.

ما منابعی را برای موفقیت منصوبان فراهم خواهیم کرد.

appointees should familiarize themselves with the company policies.

منصوبان باید با سیاست های شرکت آشنا شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید