apportioners

[ایالات متحده]/ə'pɔ:ʃənəz/
[بریتانیا]/əˈpɔːr.tɪnər.z/

ترجمه

n. افرادی یا چیزهایی که چیزی را تقسیم می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

apportioners of justice

تقسیم‌کنندگان عدالت

apportioners of resources

تقسیم‌کنندگان منابع

apportioners of rewards

تقسیم‌کنندگان پاداش‌ها

جملات نمونه

the apportioners will divide the resources fairly among the team members.

تخصیص‌دهندگان منابع را به طور عادلانه در بین اعضای تیم تقسیم خواهند کرد.

in the meeting, the apportioners discussed how to allocate the budget.

در جلسه، تخصیص‌دهندگان در مورد نحوه تخصیص بودجه بحث کردند.

the apportioners are responsible for ensuring equity in the distribution.

تخصیص‌دهندگان مسئول اطمینان از برابری در توزیع هستند.

effective apportioners can enhance the efficiency of project management.

تخصیص‌دهندگان مؤثر می‌توانند کارایی مدیریت پروژه را افزایش دهند.

the role of apportioners is crucial in large organizations.

نقش تخصیص‌دهندگان در سازمان‌های بزرگ بسیار مهم است.

apportioners must communicate clearly to avoid misunderstandings.

تخصیص‌دهندگان باید به طور واضح ارتباط برقرار کنند تا از سوء تفاهم جلوگیری شود.

hiring skilled apportioners can lead to better outcomes in any project.

استخدام تخصیص‌دهندگان ماهر می‌تواند منجر به نتایج بهتر در هر پروژه‌ای شود.

the apportioners used data analysis to guide their decisions.

تخصیص‌دهندگان از تجزیه و تحلیل داده‌ها برای هدایت تصمیمات خود استفاده کردند.

many companies rely on apportioners for strategic resource management.

بسیاری از شرکت‌ها برای مدیریت منابع استراتژیک به تخصیص‌دهندگان متکی هستند.

apportioners often face challenges in balancing competing interests.

تخصیص‌دهندگان اغلب با چالش‌های متعادل کردن منافع متضاد روبرو هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید