appropriable assets
داراییهای قابل تخصیص
appropriable funds
بودجه قابل تخصیص
appropriable revenue
درآمد قابل تخصیص
appropriable resources
منابع قابل تخصیص
appropriable property
اموال قابل تخصیص
appropriable benefits
مزایای قابل تخصیص
the funds are appropriable for community projects.
بودجه قابل استفاده برای پروژههای جامعه است.
we need to identify appropriable resources.
ما باید منابع قابل استفاده را شناسایی کنیم.
his ideas are appropriable by anyone interested.
ایدههای او قابل استفاده برای هر کسی که علاقهمند است.
appropriable technology can drive innovation.
فناوری قابل استفاده میتواند نوآوری را تقویت کند.
the concept is appropriable for various industries.
این مفهوم برای صنایع مختلف قابل استفاده است.
she found appropriable strategies for her business.
او استراتژیهای قابل استفاده برای کسب و کار خود پیدا کرد.
appropriable content can enhance learning experiences.
محتوای قابل استفاده میتواند تجربیات یادگیری را ارتقا دهد.
he created appropriable designs for the project.
او طرحهای قابل استفاده برای پروژه ایجاد کرد.
appropriable methods can improve efficiency.
روشهای قابل استفاده میتوانند کارایی را بهبود بخشند.
they discussed appropriable practices in the meeting.
آنها در مورد روشهای قابل استفاده در جلسه صحبت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید