aquaculturist

[ایالات متحده]/ˌæk.wəˈkʌltʃərɪst/
[بریتانیا]/ˌæk.wəˈkʌl.tʃər.ɪst/

ترجمه

n. فردی که پرورش آبزیان، کشت موجودات آبزی مانند ماهی، صدف و جلبک دریایی را انجام می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

marine aquaculturist

آکوآکولتوریست دریایی

an experienced aquaculturist

یک آکوآکولتوریست با تجربه

aquaculturist's practices

روش‌های آکوآکولتوریست

sustainable aquaculturist

آکوآکولتوریست پایدار

aquaculture by aquaculturists

آکوآکالچر توسط آکوآکولتوریست‌ها

aquaculturist association

انجمن آکوآکولتوریست

benefits for aquaculturists

مزایا برای آکوآکولتوریست‌ها

aquaculturist's role

نقش آکوآکولتوریست

جملات نمونه

the aquaculturist carefully monitors water quality.

آکوآکشتار با دقت کیفیت آب را کنترل می‌کند.

as an aquaculturist, he raises fish and shellfish.

همانطور که یک آکوآکشتار است، او ماهی و صدف‌سازان را پرورش می‌دهد.

the aquaculturist implemented sustainable farming practices.

آکوآکشتار شیوه‌های کشاورزی پایدار را اجرا کرد.

she became an aquaculturist to help restore marine ecosystems.

او برای کمک به احیای اکوسیستم‌های دریایی به آکوآکشتار تبدیل شد.

the aquaculturist conducts research on fish breeding.

آکوآکشتار تحقیقاتی در مورد پرورش ماهی انجام می‌دهد.

many aquaculturists attend conferences to share knowledge.

بسیاری از آکوآکشتارها برای به اشتراک گذاشتن دانش در کنفرانس‌ها شرکت می‌کنند.

he is an experienced aquaculturist with a passion for sustainability.

او یک آکوآکشتار با تجربه با اشتیاقی به پایداری است.

the aquaculturist uses advanced technology for monitoring.

آکوآکشتار از فناوری پیشرفته برای نظارت استفاده می‌کند.

aquaculturists play a vital role in food production.

آکوآکشتارها نقش حیوی در تولید غذا ایفا می‌کنند.

the aquaculturist collaborates with local fishermen.

آکوآکشتار با ماهیگیران محلی همکاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید