aquisitions

[ایالات متحده]/ˌæk.wɪˈzɪʃ.ənz/
[بریتانیا]/ˌæk.wɪˈzɪʃ.ənz/

ترجمه

n. موارد متعددی که کسب می‌شود یا چیزهایی که کسب شده‌اند
n. عمل کسب کردن یا چیزی که کسب شده است

جملات نمونه

the company announced a major acquisition to expand its market share.

شرکت یک خریداری بزرگ را اعلام کرد تا بازار خود را گسترش دهد.

successful mergers and acquisitions require careful due diligence.

پیوستگی‌های موفق و خریداری‌ها نیاز به بررسی دقیق دارند.

we are planning to fund the new acquisition through bank loans.

ما قصد داریم خریداری جدید را از طریق وام‌های بانکی تأمین کنیم.

the recent acquisition of talent has strengthened the team significantly.

خریداری اخیر مهارت‌ها تیم را به طور قابل توجهی تقویت کرده است.

our acquisition strategy focuses on high-growth technology startups.

استراتژی خریداری ما روی شرکت‌های فناوری رشد بالا متمرکز است.

the acquisition cost was higher than the management team anticipated.

هزینه خریداری بیشتر از آن بود که تیم مدیریت پیش‌بینی می‌کرد.

the library is proud to display its latest acquisition, a rare manuscript.

کتابخانه افتخار می‌کند که آخرین خریداری خود، یک متن نادر را نمایش دهد.

language acquisition occurs most rapidly during early childhood.

کسب زبان در دوره کودکی اولیه سریع‌ترین زمان است.

integrating the new acquisition into the corporate structure is challenging.

اینکه خریداری جدید را در ساختار شرکتی ادغام کنیم چالش‌برانگیز است.

the board approved the acquisition proposal after a long debate.

هیئت مدیره پیشنهاد خریداری را پس از یک بحث طولانی تأیید کرد.

foreign acquisitions have increased due to favorable exchange rates.

خریداری‌های خارجی به دلیل نرخ‌های مبادله مساعد افزایش یافته‌اند.

the acquisition target is a family-owned business with a long history.

هدف خریداری یک کسب و کار خانوادگی با سابقه طولانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید