archeologists

[ایالات متحده]/ɑːrkiˈɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/ɑːrkēˈɑlədʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که گذشته را با بررسی بقایای باستانی مانند آثار هنری و ساختمان‌ها مطالعه می‌کند.

جملات نمونه

the archeologist discovered ancient artifacts in the ruins.

باستان‌شناس آثار باستانی باستانی را در ویرانه‌ها کشف کرد.

many archeologists work in remote locations around the world.

بسیاری از باستان‌شناسان در مناطق دورافتاده در سراسر جهان کار می‌کنند.

the archeologist presented her findings at the conference.

باستان‌شناس یافته‌های خود را در کنفرانس ارائه کرد.

he wants to become an archeologist to explore ancient civilizations.

او می‌خواهد باستان‌شناس شود تا تمدن‌های باستانی را کاوش کند.

the archeologist used advanced technology to analyze the site.

باستان‌شناس از فناوری پیشرفته برای تجزیه و تحلیل سایت استفاده کرد.

archeologists often collaborate with historians to understand the past.

باستان‌شناسان اغلب با مورخانان برای درک گذشته همکاری می‌کنند.

her passion for history led her to become an archeologist.

اشتیاق او به تاریخ باعث شد او باستان‌شناس شود.

the archeologist carefully excavated the burial site.

باستان‌شناس با دقت محل دفن را حفاری کرد.

he found a rare coin while working as an archeologist.

او در حالی که به عنوان باستان‌شناس کار می‌کرد، یک سکه کمیاب پیدا کرد.

archeologists study the material culture of past societies.

باستان‌شناسان فرهنگ مادی جوامع گذشته را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید