argali

[ایالات متحده]/ˈɑːrɡəˌlaɪ/
[بریتانیا]/är-ˈɡɑːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گوسفند وحشی از آسیای مرکزی با شاخ‌های بزرگ و پیچ‌خورده؛ نوعی گوسفند وحشی بومی کانادا؛ حیوانی متعلق به جنس Ovis، به‌ویژه یک گوسفند وحشی.
Word Forms
جمعargalis

عبارات و ترکیب‌ها

argali sheep

گوسفند آلای

argali horns

شاخ‌های آلای

argali habitat

زیستگاه آلای

argali conservation

حفظ آلای

spot an argali

مشاهده یک آلا

argali population

جمعیت آلا

argali behavior

رفتار آلا

study argali migration

بررسی مهاجرت آلا

argali hunting season

فصل شکار آلا

جملات نمونه

the argali is known for its impressive horns.

اوجالی به خاطر شاخ‌های چشمگیرش شناخته می‌شود.

many wildlife enthusiasts travel to see the argali in its natural habitat.

بسیاری از علاقه‌مندان به حیات وحش برای دیدن اوجالی در زیستگاه طبیعی آن سفر می‌کنند.

the argali population is threatened by habitat loss.

جمعیت اوجالی به دلیل از دست دادن زیستگاه در معرض خطر قرار دارد.

researchers study the behavior of the argali in mountainous regions.

محققان رفتار اوجالی را در مناطق کوهستانی مطالعه می‌کنند.

conservation efforts are crucial for the survival of the argali.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای اوجالی بسیار مهم هستند.

the argali can often be seen grazing on steep slopes.

اوجالی اغلب در حال چرا در دامنه های شیب دار دیده می شود.

local communities are involved in protecting the argali.

جامعه محلی در حفاظت از اوجالی مشارکت دارد.

the majestic presence of the argali attracts many photographers.

حضور باشکوه اوجالی بسیاری از عکاسان را جذب می کند.

hunting regulations are in place to safeguard the argali population.

قوانین شکار برای محافظت از جمعیت اوجالی وضع شده است.

understanding the ecology of the argali is essential for conservation.

درک اکولوژی اوجالی برای حفاظت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید