aridization

[ایالات متحده]/ˌærɪdaɪˈzeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌærɪdəˈzeɪʃn/

ترجمه

n. فرایند خشک شدن یا خشک‌تر شدن.

جملات نمونه

the rapid aridization of the region threatens local agriculture.

خشکی سریع منطقه به کشاورزی محلی تهدید می‌کند.

scientists study the process of aridization to understand climate change.

دانشمندان فرایند خشکی را مورد مطالعه قرار می‌دهند تا تغییرات اقلیمی را درک کنند.

preventing aridization requires sustainable water management practices.

جلوگیری از خشکی نیاز به روش‌های پایدار مدیریت آب دارد.

soil aridization leads to reduced crop yields and desertification.

خشکی خاک منجر به کاهش عملکرد محصولات و تبدیل به بیابان می‌شود.

climate experts predict significant aridization in subtropical zones.

متخصصان اقلیم پیش‌بینی می‌کنند که خشکی قابل توجهی در مناطق زیر گردهای خواهد شد.

the effects of aridization are becoming increasingly visible.

اثرات خشکی به‌طور رو به روی قابل مشاهده‌تر می‌شوند.

global warming accelerates the aridization of fragile ecosystems.

گرمایش جهانی خشکی اکوسیستم‌های نرم را تسریع می‌کند.

land aridization poses a severe risk to biodiversity.

خشکی زمین خطر جدی‌ای بر تنوع زیستی می‌گذارد.

geographers mapped the progressive aridization of the basin.

جغرافی‌دانان خشکی پیشرفت‌های حوضه را نقشه‌برداری کردند.

prolonged drought often signals the onset of aridization.

خشکسالی طولانی معمولاً نشانه شروع خشکی است.

combating aridization involves planting drought-resistant trees.

مقابله با خشکی شامل کاشت درختان مقاوم به خشکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید