arousingly

[ایالات متحده]/əˈraʊzɪŋli/
[بریتانیا]/əˈraʊzɪŋli/

ترجمه

adv. به روشی الهام‌بخش یا دلگرم‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

arousingly beautiful

Persian_translation

arousingly attractive

Persian_translation

arousingly provocative

Persian_translation

arousingly sensual

Persian_translation

arousingly exotic

Persian_translation

جملات نمونه

the model stood arousingly beautiful on the runway, captivating everyone who watched.

مدل به طرز اغواکننده‌ای زیبا روی نمایشگاه ایستاده بود و هر کسی که تماشا می‌کرد را مجذوب خود می‌کرد.

his arousingly handsome features made him stand out instantly in the crowd.

ویژگی‌های جذاب و اغواکننده‌ی او باعث شد که فوراً در میان جمعیت خود را نشان دهد.

the chef presented an arousingly exotic dish that awakened all their senses.

سرآشپز یک غذای عجیب و غریب و اغواکننده ارائه کرد که همه حواس آنها را بیدار کرد.

the novel had an arousingly mysterious plot that kept readers guessing until the very end.

رمان دارای طرحی مرموز و اغواکننده بود که خوانندگان را تا پایان داستان حدس می‌زد.

the music played with arousingly intense emotions that touched everyone's hearts.

موسیقی با احساسات شدید و اغواکننده پخش شد که قلب همه را لمس کرد.

the actress delivered an arousingly provocative performance that sparked heated debate.

بازیگر یک اجرای تحریک‌آمیز و اغواکننده ارائه داد که بحث‌های داغی را برانگیخت.

the garden flowers emitted an arousingly fragrant scent that attracted countless butterflies.

گل‌های باغ عطر اغواکننده و خوشایند منتشر می‌کردند که تعداد زیادی پروانه را به خود جذب می‌کرد.

the sunset painted the sky with arousingly elegant hues of purple and gold.

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های بنفش و طلایی ظریف و اغواکننده رنگ آمیزی کرد.

the dancer moved with arousingly passionate grace that mesmerized the entire audience.

رقصنده با ظرافت و شور اغواکننده حرکت می‌کرد که کل تماشاچیان را مسحور کرد.

the perfume released an arousingly sweet fragrance that lingered in the air.

عطر بوی شیرین و اغواکننده آزاد کرد که در هوا باقی ماند.

the painting featured arousingly vivid colors that seemed almost alive.

نقاشی دارای رنگ‌های زنده و اغواکننده بود که تقریباً زنده به نظر می‌رسیدند.

the singer possessed an arousingly magnetic voice that enchanted everyone present.

خواننده صدایی مغناطیسی و اغواکننده داشت که هر کسی که آنجا حضور داشت را مجذوب خود کرد.

the designer used arousingly bold colors that transformed the entire room.

طراح از رنگ‌های جسورانه و اغواکننده استفاده کرد که کل اتاق را متحول کرد.

the poem contained arously complex imagery that revealed new meanings with each reading.

شعر شامل تصاویر پیچیده و اغواکننده بود که با هر بار خواندن معانی جدیدی را آشکار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید