arthropathy

[ایالات متحده]/ˌɑːrθrˈɒpəθi/
[بریتانیا]/ˌɑːrθroʊˈpætʰi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایطی که با التهاب یا تحلیل مفاصل مشخص می‌شود و اغلب باعث درد و سفتی می‌گردد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rheumatoid arthropathy

آرتوپاتی روماتوئیدی

osteoarthritis arthropathy

آرتوپاتی استئوآرتریت

degenerative arthropathy

آرتوپاتی دژنراتیو

inflammatory arthropathy

آرتوپاتی التهابی

chronic arthropathy

آرتوپاتی مزمن

traumatic arthropathy

آرتوپاتی تروماتیک

idiopathic arthropathy

آرتوپاتی ایدیوپاتیک

genetic arthropathy

آرتوپاتی ژنتیکی

hereditary arthropathy

آرتوپاتی ارثی

جملات نمونه

arthropathy can lead to joint pain and stiffness.

آرتوپاتی می‌تواند منجر به درد و سفتی مفاصل شود.

many patients suffer from chronic arthropathy.

بسیاری از بیماران از آرتوپاتی مزمن رنج می‌برند.

early diagnosis of arthropathy is crucial for effective treatment.

تشخیص زودهنگام آرتوپاتی برای درمان موثر بسیار مهم است.

physical therapy can help manage symptoms of arthropathy.

فیزیوتراپی می‌تواند به مدیریت علائم آرتوپاتی کمک کند.

patients with arthropathy may require medication for pain relief.

بیماران مبتلا به آرتوپاتی ممکن است برای تسکین درد به دارو نیاز داشته باشند.

arthropathy can affect mobility and daily activities.

آرتوپاتی می‌تواند بر تحرک و فعالیت‌های روزمره تأثیر بگذارد.

diet and exercise play a role in managing arthropathy.

رژیم غذایی و ورزش در مدیریت آرتوپاتی نقش دارند.

arthropathy may be associated with autoimmune disorders.

آرتوپاتی ممکن است با اختلالات خودایمنی مرتبط باشد.

research is ongoing to find new treatments for arthropathy.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های جدید برای آرتوپاتی در حال انجام است.

regular check-ups are important for those with arthropathy.

معاینات منظم برای افراد مبتلا به آرتوپاتی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید