arthrophytes

[ایالات متحده]/ˈɑːrθroʊfaɪt/
[بریتانیا]/ˌɑːrθroʊˈfaɪt/

ترجمه

n. گیاهی که بر روی ساقه‌اش مفاصل یا گره‌هایی دارد.; نوعی زگیل که بر روی یک مفصل رشد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

arthrophyte diversity

تنوع آرتتروفیت

study of arthrophytes

مطالعه آرتتروفیت‌ها

arthrophyte classification

طبقه بندی آرتتروفیت‌ها

arthrophyte adaptations

سازگاری‌های آرتتروفیت

evolution of arthrophytes

تکامل آرتتروفیت‌ها

arthrophyte distribution

توزیع آرتتروفیت‌ها

conservation of arthrophytes

حفظ آرتتروفیت‌ها

جملات نمونه

arthrophyte species are often found in wetland habitats.

گونه‌های آرت‌روفیت اغلب در زیستگاه‌های مناطق ساحلی یافت می‌شوند.

researchers are studying the growth patterns of arthrophytes.

محققان در حال بررسی الگوهای رشد آرت‌روفیت‌ها هستند.

arthrophytes play a crucial role in their ecosystems.

آرت‌روفیت‌ها نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

the conservation of arthrophyte habitats is essential for biodiversity.

حفظ زیستگاه‌های آرت‌روفیت برای حفظ تنوع زیستی ضروری است.

some arthrophytes are used in traditional medicine.

برخی از آرت‌روفیت‌ها در طب سنتی استفاده می‌شوند.

arthrophytes can be indicators of environmental health.

آرت‌روفیت‌ها می‌توانند نشان‌دهنده سلامت محیط‌زیست باشند.

many arthrophytes have adapted to survive in harsh conditions.

بسیاری از آرت‌روفیت‌ها برای زنده ماندن در شرایط سخت سازگار شده‌اند.

studies on arthrophytes help us understand climate change impacts.

مطالعات در مورد آرت‌روفیت‌ها به ما کمک می‌کند تا تأثیرات تغییرات آب و هوایی را درک کنیم.

arthrophytes exhibit unique reproductive strategies.

آرت‌روفیت‌ها استراتژی‌های تولید مثلی منحصربه‌فردی نشان می‌دهند.

identifying arthrophyte species is important for ecological research.

شناسایی گونه‌های آرت‌روفیت برای تحقیقات اکولوژیکی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید