aseans

[ایالات متحده]/ˈeɪsiːənz/
[بریتانیا]/ˈeɪsiːənˌz/

ترجمه

n. اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا

عبارات و ترکیب‌ها

asean membership

عضویت در آسه آن

asean summit

نشست سران آسه آن

asean economic community

جامعه اقتصادی آسه آن

asean cooperation

همکاری آسه آن

asean member states

کشورهای عضو آسه آن

asean integration

یکپارچگی آسه آن

asean regional forum

اجتماع منطقه‌ای آسه آن

asean political dialogue

گفتگوی سیاسی آسه آن

asean cultural exchange

تبادل فرهنگی آسه آن

جملات نمونه

asean countries are working together for economic growth.

کشورهای آسه‌آن برای رشد اقتصادی با یکدیگر همکاری می‌کنند.

many students study asean history in school.

بسیاری از دانش‌آموزان تاریخ آسه‌آن را در مدرسه مطالعه می‌کنند.

asean has a significant role in regional stability.

آسه‌آن نقش مهمی در ثبات منطقه دارد.

trade agreements among asean nations are increasing.

توافقات تجاری بین کشورهای آسه‌آن در حال افزایش است.

asean promotes cultural exchange among its members.

آسه‌آن تبادل فرهنگی را در میان اعضای خود ترویج می‌کند.

tourism in asean is growing rapidly.

گردشگری در آسه‌آن به سرعت در حال رشد است.

asean leaders will meet to discuss climate change.

رهبران آسه‌آن برای بحث در مورد تغییرات آب و هوایی ملاقات خواهند کرد.

asean encourages cooperation in education and training.

آسه‌آن همکاری در زمینه آموزش و پرورش و آموزش را تشویق می‌کند.

asean's economic community aims to enhance competitiveness.

جامعه اقتصادی آسه‌آن هدف خود را ارتقای رقابت‌پذیری قرار داده است.

asean is important for promoting peace in southeast asia.

آسه‌آن برای ترویج صلح در آسیای جنوب شرقی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید