ashbins

[ایالات متحده]/ˈæʃbɪn/
[بریتانیا]/ˈæʃbɪn/

ترجمه

n. ظرفی برای نگهداری خاکستر از شومینه یا سوزاننده.

جملات نمونه

the old ashbin in the corner needs to be emptied.

سطل زبالوی قدیمی در گوشه نیاز به خالی کردن دارد.

please throw the waste into the ashbin.

لطفاً زباله ها را داخل سطل زبالو بریزید.

the city provides ashbins for public use.

شهر سطل های زبالو برای استفاده عمومی فراهم می کند.

he found an ashbin behind the building.

او یک سطل زبالو پشت ساختمان پیدا کرد.

make sure to keep the ashbin clean.

مطمئن شوید که سطل زبالو را تمیز نگه دارید.

she decorated the ashbin to make it more appealing.

او سطل زبالو را تزئین کرد تا جذاب تر به نظر برسد.

there is an ashbin near the entrance of the park.

یک سطل زبالو نزدیک ورودی پارک وجود دارد.

they installed new ashbins throughout the neighborhood.

آنها سطل های زبالوی جدید را در سراسر محله نصب کردند.

the ashbin overflowed after the festival.

سطل زبالو پس از جشنواره سرریز شد.

he always forgets to check the ashbin for litter.

او همیشه فراموش می کند که سطل زبالو را برای زباله بررسی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید