asiatics

[ایالات متحده]/ˌeiʃi'ætik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی از آسیا
adj. مربوط به آسیا; ویژگی‌های مردم آسیایی

عبارات و ترکیب‌ها

Asiatic countries

کشورهای آسیایی

Asiatic culture

فرهنگ آسیایی

Asiatic languages

زبان‌های آسیایی

Asiatic heritage

میراث آسیایی

جملات نمونه

Asiatic cuisine is known for its bold flavors and exotic ingredients.

آشپزی آسیایی به خاطر طعم‌های قوی و مواد تشکیل‌دهنده عجیب و غریبش شناخته شده است.

The Asiatic lion is a majestic creature found in India.

شیر آسیایی موجودی باشکوه است که در هند یافت می‌شود.

Asiatic languages such as Chinese and Japanese are known for their intricate writing systems.

زبان‌های آسیایی مانند چینی و ژاپنی به خاطر سیستم نوشتاری پیچیده‌شان شناخته می‌شوند.

The Asiatic elephant is the largest living land animal in Asia.

فیل آسیایی بزرگترین حیوان خشکی در آسیا است.

Asiatic cultures have a long history of traditional medicine practices.

فرهنگ‌های آسیایی سابقه طولانی در استفاده از طب سنتی دارند.

The Asiatic black bear is also known as the moon bear.

خرس سیاه آسیایی نیز به عنوان خرس ماه شناخته می‌شود.

Asiatic art often features intricate designs and vibrant colors.

هنر آسیایی اغلب دارای طرح‌های پیچیده و رنگ‌های زنده است.

The Asiatic cheetah is critically endangered with only a few individuals left in the wild.

چیتے آسیایی در معرض خطر انقراض قرار دارد و تنها تعداد کمی از آنها در طبیعت باقی مانده است.

Asiatic countries such as China and Japan are known for their rich cultural heritage.

کشورهای آسیایی مانند چین و ژاپن به خاطر میراث فرهنگی غنی خود شناخته می‌شوند.

The Asiatic honey bee is an important pollinator in many ecosystems.

ک蜂 آسیایی یک گرده‌افشان مهم در بسیاری از اکوسیستم‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید