aspergills

[ایالات متحده]/ˈæsˌpɜːrˌdʒɪlz/
[بریتانیا]/əˈspɝːˌɡɪlz/

ترجمه

n. دستگاه پاشش، به ویژه یکی که در مراسم مذهبی برای پاشیدن آب مقدس استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

aspergills spores

هاگ‌های آسپرژیل

aspergills infection

عفونت آسپرژیل

aspergills fungus

قارچ آسپرژیل

aspergills disease

بیماری آسپرژیل

aspergills treatment

درمان آسپرژیل

aspergills risk factors

عوامل خطر آسپرژیل

aspergills symptoms

علائم آسپرژیل

aspergills diagnosis

تشخیص آسپرژیل

جملات نمونه

aspergills can be found in various environments.

میزان‌ها را می‌توان در محیط‌های مختلف یافت.

researchers study the effects of aspergills on human health.

محققان اثرات میزان‌ها بر سلامت انسان را مطالعه می‌کنند.

aspergills are important in the decomposition of organic matter.

میزان‌ها در تجزیه مواد آلی نقش مهمی دارند.

some species of aspergills can produce harmful toxins.

برخی از گونه‌های میزان‌ها می‌توانند سموم مضر تولید کنند.

aspergills are commonly used in fermentation processes.

میزان‌ها به طور معمول در فرآیندهای تخمیر استفاده می‌شوند.

in agriculture, aspergills can affect crop yields.

در کشاورزی، میزان‌ها می‌توانند بر عملکرد محصول تأثیر بگذارند.

aspergills play a role in the production of certain cheeses.

میزان‌ها در تولید برخی از پنیرها نقش دارند.

people with weakened immune systems are at risk from aspergills.

افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند در معرض خطر میزان‌ها هستند.

aspergills can thrive in damp and humid conditions.

میزان‌ها می‌توانند در شرایط مرطوب و شرجی رشد کنند.

proper ventilation can help prevent the growth of aspergills.

تهویه مناسب می‌تواند به جلوگیری از رشد میزان‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید