assertingly

[ایالات متحده]/əˈsɜːtɪŋli/
[بریتانیا]/əˈsɜːrtɪŋli/

ترجمه

adv. به روشی قاطعانه؛ با اعتماد و اقتدار؛ با زور

عبارات و ترکیب‌ها

speaking assertingly

با اعتماد به نفس صحبت کردن

stated assertingly

با اعتماد به نفس بیان کرد

declaring assertingly

با اعتماد به نفس اعلام کرد

جملات نمونه

she assertingly defended her position during the heated debate.

او با قاطعیت موضع خود را در طول بحث داغ دفاع کرد.

he assertingly presented his arguments to the skeptical panel.

او با قاطعیت استدلال‌های خود را به کمیته شکاک ارائه کرد.

the manager assertingly rejected the inadequate proposal.

مدیر پیشنهاد ناکافی را با قاطعیت رد کرد.

she assertingly maintained her innocence despite the accusations.

او با وجود اتهامات، بی‌گناهی خود را با قاطعیت حفظ کرد.

the lawyer assertingly cross-examined the hostile witness.

وکیل با قاطعیت شاهد خصمانه را بازجوی کرد.

he assertingly demanded an immediate explanation for the error.

او خواستار توضیح فوری برای اشتباه شد.

she assertingly refused to compromise her core values.

او از مصالحه در مورد ارزش‌های اصلی خود امتناع کرد.

the ceo assertingly articulated the company's new vision.

مدیرعامل چشم‌انداز جدید شرکت را با قاطعیت بیان کرد.

he assertingly stood his ground against the pressure tactics.

او در برابر تاکتیک‌های فشار، موضع خود را حفظ کرد.

she assertingly challenged the outdated policy.

او سیاست قدیمی را به چالش کشید.

the athlete assertingly declared her readiness for competition.

ورزشکار آمادگی خود برای رقابت را اعلام کرد.

he assertingly spoke out against the unfair treatment.

او با قاطعیت علیه رفتار ناعادلانه صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید