assortment

[ایالات متحده]/əˈsɔːtmənt/
[بریتانیا]/əˈsɔːrtmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از انواع مختلف چیزها که گرد هم آمده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

diverse assortment

مجموعه متنوع

assortment of goods

مجموعه ای از کالاها

جملات نمونه

the room was filled with an assortment of clothes.

اتاق پر از مجموعه‌ای از لباس‌ها بود.

an assortment of electronic equipment and mechanical contrivances.

مجموعه‌ای از تجهیزات الکترونیکی و اختراعات مکانیکی.

an unlimited assortment of viands.

مجموعه نامحدودی از غذاها.

off-price assortments of women's clothing.

مجموعه‌های لباس زنانه با قیمت پایین.

a mixed assortment of sweets

مجموعه‌ای مخلوط از شیرینی‌ها

The shelf contained a pell-mell assortment of English novels.

قفسه حاوی مجموعه‌ای نامرتب از رمان‌های انگلیسی بود.

the Fairley household gods—portraits and an assortment of silver.

خدايان خانوادگی Fairley - پرتره‌ها و مجموعه‌ای از نقره.

an indiscriminate assortment of used books for sale.

مجموعه‌ای بی‌رویه از کتاب‌های دست دوم برای فروش.

She was wearing an odd assortment of clothes.

او لباس‌های عجیب و غریبی به تن داشت.

all of the surfaces were cluttered with an assortment of equipment.

تمام سطوح با مجموعه‌ای از تجهیزات شلوغ شده بودند.

systematizing a vast assortment of rules into a cohesive whole. disarrange

سیستم‌بندی یک مجموعه وسیع از قوانین به یک کل منسجم. به هم ریختن

This shop has a good assortment of goods to choose from.

این مغازه دارای مجموعه‌ای خوب از کالاها برای انتخاب است.

A detailed explaination is made on rational assortment of bourette silk, ramie, wool andchemical fibres for the purpose of improving rotor spun yarn quality.

توضیحات مفصلی در مورد ترکیب منطقی ابریشم بوره، راميه، پشم و الیاف شیمیایی برای بهبود کیفیت نخ اسپون چرخ‌دار ارائه شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید