astako

[ایالات متحده]/əˈstɑːkəʊ/
[بریتانیا]/əˈstækəʊ/

ترجمه

n. نام خانوادگی؛ نام خاص در چینی برای "Stark"
v. تاریک کردن؛ سبک شدن کردن
شکل‌های واژه
جمعastakos

جملات نمونه

he cautiously approached the astaco hiding under the rock.

او با احتیاط به سمت اسکاکویی که زیر سنگ پنهان شده بود نزدیک شد.

the fisherman pulled a large astaco out of his trap.

چمن‌گر یک اسکاکوی بزرگ را از گله‌اش بیرون کشید.

we ordered grilled astaco with garlic butter sauce for dinner.

ما برای شام یک اسکاکوی گریل شده با سس مایونز و پیاز سفارش دادیم.

the astaco population has declined due to water pollution.

جمعیت اسکاکویی به دلیل آلودگی آب کاهش یافته است.

a bright blue astaco scuttled across the sandy ocean floor.

یک اسکاکویی آبی روشن روی زمین لایه‌ای از ریگ از یک طرف به طرف دیگر حرکت کرد.

the chef prepared a delicious astaco bisque for the appetizer.

شکیف یک بیسک اسکاکویی لذیذ برای مقدمه آماده کرد.

scientists are studying the astaco behavior in their natural habitat.

دانشمندان رفتار اسکاکویی را در محیط طبیعی آن مطالعه می‌کنند.

she carefully held the small astaco in her hand.

او با دقت یک اسکاکویی کوچک را در دست خود نگه داشت.

the market price for fresh astaco is quite high this season.

قیمت بازار برای اسکاکویی تازه در این فصل بسیار بالا است.

marine biologists discovered a new species of astaco near the reef.

بیولوژیست‌های دریایی یک گونه جدید از اسکاکویی را در نزدیکی ریف کشف کردند.

astaco is considered a delicacy in many coastal regions.

اسکاکویی در بسیاری از مناطق ساحلی به عنوان یک غذای گران‌قیمت در نظر گرفته می‌شود.

the restaurant serves a famous astako roll with special spices.

رستوران یک رول اسکاکویی معروف با ادویه‌های ویژه ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید