avoid asynclitisms
از اسینکلیتیسمها پرهیز کنید
asynclitisms occur
اسینکلیتیسمها رخ میدهند
asynclitisms in sentences
اسینکلیتیسمها در جملات
correct asynclitisms
اسینکلیتیسمها را اصلاح کنید
linguistic asynclitisms
اسینکلیتیسمهای زبان شناسی
asynclitisms examples
نمونههای اسینکلیتیسم
analyze asynclitisms
اسینکلیتیسمها را تحلیل کنید
asynclitisms found
اسینکلیتیسمهای یافته شده
study asynclitisms
اسینکلیتیسمها را مطالعه کنید
asynclitisms identified
اسینکلیتیسمهای شناسایی شده
the linguistic study focused on the asynclitisms found in the dialect.
مطالعه زبان شناسی روی اسنکلیتیسمهایی که در گویش یافت متمرکز شد.
she wrote a thesis on asynclitisms in early medieval texts.
او یک پایان نامه در مورد اسنکلیتیسمهای در متون میانهای زودتر نوشت.
linguists analyzed asynclitisms to understand the region's phonetic evolution.
زبانشناسان اسنکلیتیسمها را تحلیل کردند تا تکامل فونتیک منطقه را درک کنند.
identifying asynclitisms is crucial for accurate historical reconstruction.
شناسایی اسنکلیتیسمها برای بازسازی تاریخی دقیق ضروری است.
the professor explained asynclitisms during the phonology lecture.
پروفسور در درس فونولوژی اسنکلیتیسمها را توضیح داد.
his research highlights asynclitisms in specific slavic languages.
پژوهش او اسنکلیتیسمهای در زبانهای اسلاوی خاص را روشن میکند.
modern speech gradually eliminated many ancient asynclitisms.
گویش مدرن به تدریج بسیاری از اسنکلیتیسمهای باستانی را حذف کرد.
the dictionary defines asynclitisms as a specific type of clisis.
لُغت نامه اسنکلیتیسمها را به عنوان نوع خاصی از کلیسیس تعریف میکند.
common examples of asynclitisms appear in various conversational styles.
مثالهای رایج از اسنکلیتیسمها در سبکهای گفتاری مختلف ظاهر میشوند.
the manuscript contains marginal notes regarding asynclitisms.
متن دستنویس یادداشتهای کناری در مورد اسنکلیتیسمها را شامل میشود.
distinct asynclitisms characterize the northern variant of the language.
اسنکلیتیسمهای متمایز ویژگیهای گویش شمالی زبان را تشکیل میدهند.
avoid asynclitisms
از اسینکلیتیسمها پرهیز کنید
asynclitisms occur
اسینکلیتیسمها رخ میدهند
asynclitisms in sentences
اسینکلیتیسمها در جملات
correct asynclitisms
اسینکلیتیسمها را اصلاح کنید
linguistic asynclitisms
اسینکلیتیسمهای زبان شناسی
asynclitisms examples
نمونههای اسینکلیتیسم
analyze asynclitisms
اسینکلیتیسمها را تحلیل کنید
asynclitisms found
اسینکلیتیسمهای یافته شده
study asynclitisms
اسینکلیتیسمها را مطالعه کنید
asynclitisms identified
اسینکلیتیسمهای شناسایی شده
the linguistic study focused on the asynclitisms found in the dialect.
مطالعه زبان شناسی روی اسنکلیتیسمهایی که در گویش یافت متمرکز شد.
she wrote a thesis on asynclitisms in early medieval texts.
او یک پایان نامه در مورد اسنکلیتیسمهای در متون میانهای زودتر نوشت.
linguists analyzed asynclitisms to understand the region's phonetic evolution.
زبانشناسان اسنکلیتیسمها را تحلیل کردند تا تکامل فونتیک منطقه را درک کنند.
identifying asynclitisms is crucial for accurate historical reconstruction.
شناسایی اسنکلیتیسمها برای بازسازی تاریخی دقیق ضروری است.
the professor explained asynclitisms during the phonology lecture.
پروفسور در درس فونولوژی اسنکلیتیسمها را توضیح داد.
his research highlights asynclitisms in specific slavic languages.
پژوهش او اسنکلیتیسمهای در زبانهای اسلاوی خاص را روشن میکند.
modern speech gradually eliminated many ancient asynclitisms.
گویش مدرن به تدریج بسیاری از اسنکلیتیسمهای باستانی را حذف کرد.
the dictionary defines asynclitisms as a specific type of clisis.
لُغت نامه اسنکلیتیسمها را به عنوان نوع خاصی از کلیسیس تعریف میکند.
common examples of asynclitisms appear in various conversational styles.
مثالهای رایج از اسنکلیتیسمها در سبکهای گفتاری مختلف ظاهر میشوند.
the manuscript contains marginal notes regarding asynclitisms.
متن دستنویس یادداشتهای کناری در مورد اسنکلیتیسمها را شامل میشود.
distinct asynclitisms characterize the northern variant of the language.
اسنکلیتیسمهای متمایز ویژگیهای گویش شمالی زبان را تشکیل میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید