atherogenic

[ایالات متحده]/ˈæðərˌdʒɛnɪk/
[بریتانیا]/əˈθɛr.dʒə.nɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث یا تمایل به ایجاد آترواسکلروزیس (سخت شدن و تنگ شدن شریان‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

atherogenic diet

رژیم غذایی آتروژنیک

atherogenic factors

عوامل آتروژنیک

atherogenic potential

ظرفیت آتروژنیک

atherogenic lipid profile

نمایه لیپید آتروژنیک

atherogenic substances

مواد آتروژنیک

atherogenic lifestyle

سبک زندگی آتروژنیک

atherogenic risk

خطر آتروژنیک

atherogenic conditions

شرایط آتروژنیک

جملات نمونه

a diet high in saturated fats can be atherogenic.

یک رژیم غذایی پرچرب با چربی‌های اشباع شده می‌تواند عامل ایجاد آترواسکلروز باشد.

smoking is known to have atherogenic effects on the body.

سیگار کشیدن به عنوان عاملی که باعث آترواسکلروز می‌شود شناخته شده است.

regular exercise can help reduce atherogenic risk factors.

ورزش منظم می‌تواند به کاهش عوامل خطر آترواسکلروز کمک کند.

cholesterol levels are often linked to atherogenic processes.

سطح کلسترول اغلب با فرآیندهای آترواسکلروزی مرتبط است.

inflammation is a key player in atherogenic development.

التهاب نقش مهمی در پیشرفت آترواسکلروز دارد.

genetics can influence an individual's atherogenic potential.

ژنتیک می‌تواند بر پتانسیل آترواسکلروزی یک فرد تأثیر بگذارد.

foods rich in omega-3 fatty acids may counteract atherogenic effects.

غذاهای غنی از اسیدهای چرب امگا 3 ممکن است اثرات آترواسکلروزی را خنثی کنند.

understanding atherogenic mechanisms is crucial for prevention.

درک مکانیسم‌های آترواسکلروزی برای پیشگیری بسیار مهم است.

high blood pressure contributes to atherogenic changes in arteries.

فشار خون بالا به تغییرات آترواسکلروزی در عروق کمک می‌کند.

research continues to explore new atherogenic pathways.

تحقیقات ادامه دارد تا مسیرهای جدید آترواسکلروزی را کشف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید