atheroma

[ایالات متحده]/ˈeɪθərəʊm ə/
[بریتانیا]/ˌæðərˈoʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رسوب چربی یا پلاک که در دیواره‌های شریان‌ها تشکیل می‌شود؛ یک تومور خوش‌خیم متشکل از سلول‌های سباسه.
Word Forms
جمعatheromas

عبارات و ترکیب‌ها

atheroma formation

تشکیل آتروما

atheroma plaque

پلاک آتروما

ruptured atheroma

آترومای پاره شده

atheroma risk factors

عوامل خطر آتروما

atheroma detection

تشخیص آتروما

atheroma removal surgery

جراحی برداشتن آتروما

atheroma progression

پیشرفت آتروما

atheroma complications

عوارض آتروما

atheroma imaging

تصویربرداری آتروما

atheroma prevention

پیشگیری از آتروما

جملات نمونه

atheroma can lead to serious health complications.

آتروما می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

doctors often use imaging techniques to detect atheroma.

پزشکان اغلب از تکنیک‌های تصویربرداری برای تشخیص آتروما استفاده می‌کنند.

atheroma is commonly associated with high cholesterol levels.

آتروما معمولاً با سطوح بالای کلسترول مرتبط است.

managing atheroma involves lifestyle changes and medication.

مدیریت آتروما شامل تغییرات سبک زندگی و داروها می‌شود.

regular check-ups can help monitor atheroma progression.

معاینات منظم می‌تواند به ردیابی پیشرفت آتروما کمک کند.

atheroma can cause narrowing of the arteries.

آتروما می‌تواند باعث باریک شدن عروق شود.

research is ongoing to better understand atheroma formation.

تحقیقات برای درک بهتر تشکیل آتروما در حال انجام است.

atheroma can result in heart attacks and strokes.

آتروما می‌تواند منجر به حملات قلبی و سکته مغزی شود.

patients with atheroma may experience chest pain.

بیماران مبتلا به آتروما ممکن است درد قفسه سینه را تجربه کنند.

dietary changes can help reduce the risk of atheroma.

تغییرات رژیمی می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به آتروما کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید